سديد الدين محمد عوفى
630
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بازخواهم و به قصاص خونى كه از غم تو از ديده ريختهام « 1 » خون تو بريزم . آن زن به تضرع و زارى گفت : بر من رحم كن و بر جوانى من ببخشاى « 2 » ، آنچه كرد پدر من كرد و مرا در آن جرمى نبود و مرا حيا مانع آمد كه از فرمان پدر خود بگشتمى و عفت اجازت نمىداد كه با تو به حرام پيوستمى « 3 » . آن مرد به تضرع وى التفات نكرد و دست او بربست و خواست كه او را هلاك كند . آن ضعيفهء مظلوم به درددل مناجات كردن گرفت « 4 » . آن جوان كه « 5 » خطر كرده بود ، چون « 6 » اين مقالات بشنيد حمله كرد « 7 » و بانگ بر آن مرد زد و بوزينه را بر وى « 8 » انداخت . آن بوزينه بر گردن او جست « 9 » . مرد متحير شد و دست از آن زن بداشت و به تكپاى سر خود گرفت « 10 » . جوان « 11 » زن را از بند بگشاد و حال از « 12 » او پرسيد . گفت : من دختر فلان كسم « 13 » از معارف شهر مؤته « 14 » . اين مرد پسر عم من بود و بارها مرا از پدر خطبه كرده بود و پدرم امتناع نموده كه او مردى بىباك است « 15 » ، و مرا به بيگانه داد « 16 » و او غصه « 17 » در دل گرفت تا امروز كه با جماعتى زنان به باغى رفته بوديم و به تماشا مشغول گشته . او با
--> ( 1 ) - مپ 2 - و به قصاص . . . ريختهام ( 2 ) - مپ 2 - و بر جوانى من ببخشاى ( 3 ) - مج : به حرام با تو ببودى ، مپ 2 - و مرا حيا . . . به حرام پيوستمى ( 4 ) - مپ 2 - آن مرد به تضرع وى . . . كردن گرفت ( 5 ) - مج + آن ( 6 ) - مپ 2 - كه خطر كرده . . . چون ( 7 ) - مپ 2 - حمله كرد ( 8 ) - مج : آن ( 9 ) - متن - بوزينه بر گردن او جست ( 10 ) - مپ 2 : و بگريخت ( 11 ) - مپ 2 + شجاع ( 12 ) - مپ و مج - از ( 13 ) - مج : فلانم ( 14 ) - مج : مزيد ، مپ 2 - از معارف شهر مؤته ( 15 ) - مپ 2 - و اين مرد . . . بىباك است ( 16 ) - مپ 2 + و قضا چنين رانده بود ( 17 ) - مپ 2 : كينه