سديد الدين محمد عوفى

614

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حمال را نديدم . به ضرورت تا به مقبره بردم . چون جنازه را بر زمين نهادم ، حمال « 1 » به طلب حفار رفت و بازنيامد « 2 » . من حفارى را طلب كردم ، چندانكه گور راست شد بيامد تا آن متوفى را دفن كند . نگاه كرد ، تنى ديد بىسر . فرياد درگرفت « 3 » و در من آويخت و خلقى جمع شدند و مرا به نزد شحنه بردند و به تكليف و تعنيف « 4 » از من سؤال كردند كه اين را تو كشته‌اى « 5 » ؟ من چون از آن گناه « 6 » مبرا بودم روى به آسمان كردم و گفتم « 7 » : عالم السر و الخفيات تويى « 8 » ، مىدانى كه ازين تهمت مبراام و « 9 » اين جنايت به من نسبت ندارد ، به فضل و كرم خود مرا ازين ورطه خلاص ده كه بر بىگواهى « 10 » من جز تو كسى گواه نيست « 11 » . چون اين مناجات از سر سوز بكردم رقتى و رأفتى « 12 » در دل شحنه پديد آمد و بفرمود تا آن جنازه را حاضر كردند . بر آنجا نوشته بود كه : اين جنازه را وقف كرده‌اند تا در مسجد فلان محلت نهند تا هركس كه بدان محتاج شود رفتهء خود را بر آن « 13 » به مرقد رساند . شحنه بفرمود تا مؤذن « 14 » آن مسجد را طلب كردند و ازو سؤال كرد كه اين جنازه كه از مسجد برون برد ؟ گفت : جماعتى از غربا ببرده‌اند . گفت : وثاق ايشان مىدانى ؟ گفت : دانم . پس خانهء ايشان نشان داد « 15 » . شحنه جماعتى بدان خانه

--> ( 1 ) - مج + ديگر ( 2 ) - مپ 2 - حمال ديگر . . . بازنيامد ( 3 ) - مج : كردن گرفت ( 4 ) - مپ 2 - و تعنيف ( 5 ) - مج + و چرا كشته‌اى ( 6 ) - مپ 2 - گناه ( 7 ) - مپ 2 و مج + الهى ( 8 ) - مپ 2 : الخفياتى ( 9 ) - مج + از ( 10 ) - مج : گناهى ( 11 ) - مپ 2 - كه بر بىگواهى . . . نيست ( 12 ) - مپ 2 - و رأفتى ( 13 ) - مج : بدان ، متن : برافت ( 14 ) - مپ 2 : دربان ( 15 ) - مپ 2 - پس خانه ايشان نشان داد