سديد الدين محمد عوفى
602
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گفت : چيست ؟ گفت « 1 » : حكايت ( 5 ) در كتب هند مسطورست كه پادشاهى بود قاهر و قادر ، و مدتى آرزومند فرزند مىبود ، تا آفريدگار « 2 » مراد او در كنارش نهاد و او را فرزندى داد لطيفصورت و پاكيزهسريرت « 3 » ، آثار بزرگى در ناصيهء او پيدا و شمائل مكارم اخلاق در حركات او ظاهر « 4 » . پادشاه به وجود او مستظهر گشت و از براى تربيت او دايگان صحيح البدن مستقيمخلقت نيكوخلق مرتب گردانيد . و مرين پادشاه را راسويى بود كه پيوسته شاه با وى بازى كردى و به حسن حركات او استيناس « 5 » طلبيدى ، و پيوسته اين راسو در « 6 » پيش گهوارهء پسر پادشاه « 7 » بودى . روزى از اتفاق « 8 » عجب « 9 » مارى عظيم از بالاى سقف خانه فرود آمد و قصد گهوارهء « 10 » كودك كرد ، و در آن ساعت ديوانه « 11 » ، دايهء آن « 12 » پسر غائب بود . چون مار قصد طفل « 13 » كرد راسو با او « 14 » به محاربت برون آمد و بسيار بكوشيد تا مار را بكشت و در زير گهواره بينداخت . چون دايه برسيد دهان راسو پرخون ديد « 15 » . تفحص نكرد كه آن خون از كجاست . گمان برد كه آن « 16 » راسو « 17 » پسر را خورده است . به « 18 » تعجيل به نزديك پادشاه دويد و گفت :
--> ( 1 ) - متن - و گفت چيست گفت ، مپ 2 - برادر ديگر بيامد پادشاه . . . گفت چيست ؟ گفت : ( 2 ) - مپ 2 + تعالى ، مج : كه خداى تعالى ( 3 ) - متن - سريرت ، مپ 2 : منظر ( 4 ) - مپ 2 - و شمائل مكارم . . . ظاهر ( 5 ) - مج : استيناسى ( 6 ) - مپ 2 - در ( 7 ) - مپ 2 + خفته ( 8 ) - متن و مج : اختلافات ( 9 ) - مپ 2 - عجب ( 10 ) - متن + آن ( 11 ) - مپ 2 و مج - ديوانه ( 12 ) - مپ 2 - آن ( 13 ) - متن : آن پسر ( 14 ) - مپ 2 : آن مار ( 15 ) - مپ 2 : راسو را ديد پرخون گشته ( 16 ) - مپ 2 - آن ( 17 ) - مج + مگر ( 18 ) - مج : بر سبيل