سديد الدين محمد عوفى

598

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ناگاه مارى عظيم از سقف خانه فرود آمد و قصد بستر « 1 » راى كرد و سر برآورد تا زن راى را زخمى زند « 2 » . جاندار انديشيد كه اگر مار ، مر اين دلدار « 3 » را زخمى زند جانش در سر كار شود ، و اگر من بر سر بالين او روم و مار را دفع كنم نبايد كه شاه از خواب درآيد . پس كمان مهره « 4 » برداشت و گروهه در خم « 5 » كمان آورد « 6 » و بر آن تير هيأت « 7 » كمان قامت زد « 8 » و به يك زخم شر مار از وى دفع كرد ، و مار را برداشت و در زير تخت پادشاه « 9 » انداخت . پس نگاه كرد لعاب مار قدرى بر سينهء آن زن « 10 » چكيده بود . جوانمرد « 11 » گفت : اگر آن لعاب را بر سينهء او بگذارم نبايد كه زهر سرايت كند ، و اگر دست بر اندام او نهم « 12 » از مروت و ديانت دور افتد . پس قدرى جامه بر گوشهء كمان بست ، و نزديك تخت زن آمد و گوشهء كمان دراز كرد و آن زهر از اندام او محو كرد و بازگشت . در اثناى اين حال راى از خواب درآمد و جاندار را ديد كه از پيش تخت دلدار او بازمىگشت . در وى بدگمان شد ، صبر كرد تا جوان « 13 » بازگشت و « 14 » جاندار ديگر بيامد . شاه او را آواز داد كه : بيا و فرمان مرا مطاوعت نماى ، و برو و سر برادر خود « 15 » بياور . جوان به وثاق برادر رفت « 16 » . او را ديد استراحت كرده و بر بستر « 17 » خفته « 18 » . جوان انديشيد « 19 » : اگر او را گناهى

--> ( 1 ) - مپ 2 - بستر ، مج : به سوى زن ( 2 ) - مپ 2 - و سر برآورد . . . زند ( 3 ) - مپ 2 : مار او را ( 4 ) - مج : گروهه ( 5 ) - متن : خصم ، مپ 2 - خم ( 6 ) - مپ 2 : نهاد ( 7 ) - متن : و از برهات ( 8 ) - مپ 2 - و بر آن تير . . . زد ( 9 ) - مپ 2 - و در زير تخت پادشاه ( 10 ) - مپ 2 : زن او ( 11 ) - مج : آن جاندار با خود ( 12 ) - مپ 2 : نهد ( 13 ) - مج : چون ( 14 ) - مپ 2 - جوان بازگشت و ( 15 ) - متن و مج - خود ( 16 ) - مپ 2 : آمد ( 17 ) - مپ 2 - استراحت . . . بر بستر ( 18 ) - مج : خواب رفته ( 19 ) - مپ 2 : انديشيد