سديد الدين محمد عوفى
577
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نقد نفاق را در بازار صدق عنايت صاحبى نفاذ « 1 » دهد . ياران « 2 » گرفت و همكاران را در كار آورد ، و يكى از ايشان قاضى محمد گرديزى « 3 » بود كه مدتى قضاء بنانه « 4 » به اسم « 5 » او بوده بود « 6 » و در آن عهد مخذول و « 7 » معزول شد ، به اغراء و تحريض جمال ترسا بيامد « 8 » و « 9 » عرضه داشت كه در بنانه مالى بىحد از آن حسام الدين عليك « 10 » در دست طايفهاى مودء [ ه ] است و من از آن حال خبر دارم . اگر قضاى آن خطه بر من مقرر آيد خروارهاى زر به خزانه رسانم . اگرچه اين سخن بىاصل بود و لكن كسى چه دانستى كه مردى « 11 » پير دانشمند غريب را « 12 » حب جاه « 13 » بدان باعث آيد « 14 » كه خلقى را به دروغ عرصهء آفات « 15 » سازد . و او را وعده فرمود « 16 » كه قضا بر تو مقرر شود اگر از عهدهء آنچه گفتهاى تخلص جويى . گفت مرا شحنهاى بايد كه هركه « 17 » مال به رضا و خوشدلى ندهد « 18 » به تكلف از وى بستاند « 19 » . از آنجا كه كمال عدل و رأفت خواجهء جهان و « 20 » دستور صاحبقران شيّد اللّه أركان قصر قدره « 21 » است « 22 » ، به نور رأى روشن و ضياى ضمير « 23 » ملكآراى دانست كه اگر تركى را بدين مهم نامزد كند نبايد
--> ( 1 ) - متن : نفاق ، مج : نفاقى ( 2 ) - مپ 2 + را ( 3 ) - مج : قاضى مجد گردرى ( 4 ) - مپ 2 و مج : با نه ( 5 ) - مج : رسم ( 6 ) - مپ 2 : بود ، مج : بوده ( 7 ) - مپ 2 - مخذول و ( 8 ) - مپ 2 - با غراء و . . . بيامد ( 9 ) - متن + در ( 10 ) - مپ 2 : غليك ، متن : علبك ( 11 ) - مپ 2 : آن ( 12 ) - مپ 2 - غريب را ( 13 ) - مپ 2 + و مال ( 14 ) - مپ 2 : گرداند ( 15 ) - مج : آفت ( 16 ) - مج : فرمودند ( 17 ) - مپ 2 - هركه ( 18 ) - مپ 2 : ندهند + تا ( 19 ) - مپ 2 : بستانند ( 20 ) - خواجه جهان و ( 21 ) - متن : قصره كرده ( 22 ) - مپ 2 - شيد اللّه . . . است ( 23 ) - مپ 2 - و ضياى ضمير ، مج : به نور روشن رأى و ضمير ضياء