سديد الدين محمد عوفى
574
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مسرع فرستادند « 1 » و تومان را از آن حال « 2 » اعلام دادند « 3 » . تومان « 4 » نامه « 5 » به امير عبد الرشيد عرضه داشت « 6 » و گفت : خطيب لوت مىدانست كه حسين « 7 » چند مال به ناواجب از خلق بستده است ، و چون او بر آن حال واقف بود او را دربند كرد تا مالها پيش او بماند « 8 » ، و از اين نوع سعايتها كرد تا امير عبد الرشيد فرمود كه : ترا ببايد رفت و صاحبديوان « 9 » را مقيد به حضرت « 10 » آورد ، و تومان هم در شب با سيصد سوار به برشاور رفت و مثال توقيعى « 11 » به شحنهء برشاور بنمود « 12 » و خواجه حسين را مقيد كرد و خطيب را بيرون آورد ، و با آن مسلمانان « 13 » نيكواعتقاد بىحرمتيها كردند ، و هم در روز بهسوى حضرت روان شدند « 14 » ، و خواجه حسين را با بند گران مىبردند به استخفافى هرچه تمامتر « 15 » و با خواجه حسين خدمتگاران او بودند « 16 » و از هرجنس مردم « 17 » از هندوستان با وى همراه شده بودند « 18 » . چون از درهء بدرى « 19 » برون آمدند سواران برسيدند و خبر آوردند كه امير عبد الرشيد از « 20 » تسلط و تبسط نااهلان
--> ( 1 ) - مج - در حال مسرع فرستادند ( 2 ) - مج : از آن حال تومان را ( 3 ) - مپ 2 - و تومانيان . . . اعلام دادند ( 4 ) - مپ 2 + در حال ( 5 ) - مج - نامه ، مپ 2 : مكتوب ( 6 ) - مپ 2 : نوشت ( 7 ) - مپ 2 + را ، مج + مهزن ( 8 ) - مپ 2 - تا مالها پيش او بماند ( 9 ) - مپ 2 : او ( 10 ) - مپ 2 و مج : به درگاه ، مج + بايد ( 11 ) - مج : توقيع ( 12 ) - مپ 2 - و مثال . . . بنمود ( 13 ) - مج : مسلمان ( 14 ) - مپ 2 - و با آن مسلمانان . . . روان شدند ، مج : شد ( 15 ) - مپ 2 - به استخفافى هرچه تمامتر ( 16 ) - مپ 2 - و با خواجه . . . بودند ( 17 ) - متن - مردم ( 18 ) - مپ 2 - و از . . . شده بودند ( 19 ) - مپ 2 و مج : بودندى ( 20 ) - متن - از