سديد الدين محمد عوفى

561

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

خواص پادشاه ضيافت كرد و اسباب « 1 » تجمل اظهار فرمود و اصناف « 2 » تكلف تكفل نمود « 3 » ، و از آن خوردنيها كه خاصهء پادشاه بود به جهت آن مهمان دليل « 4 » ميزبانى مهيا « 5 » كرد ، و چون آن لشكرى از وثاق بازارى بازگشت ، به حضرت انها كرد كه بنده امروز به خانهء فلان بازارى مهمان « 6 » بود « 7 » و طعامهاى خاصه ساخته بود « 8 » و اباهاى شاهانه كه ديگران از تناول آن ممنوعند ترتيب داده بود . بنده از غايت صدق و اخلاص در امتثال او امر پادشاه روا نديد آن معنى را پوشيده داشتن ، بر رأى اعلى فراداشت ، باقى پادشاه را فرمان « 9 » باشد . كسرى بر پشت « 10 » قصه توقيع كرد كه : ترا بدين نصيحت كه كردى احماد ارزانى داشتم و آن مرد را ملامت مىكنيم نه بدانكه چرا طعام خاصهء « 11 » ما ساخت ، لكن براى آنكه چرا با چون تو كافرنعمت ناحق‌شناس ساعىنمام پيوست كه شكر آن نعمت را به سعايت مىگزارى و حق آن نيكويى را به بدى مقابله مىكنى ، و در حضرت ما بازار ساعى كاسدست و حركت « 12 » نمام فاسد . حكايت ( 2 ) آورده‌اند كه روزى مردى به بازار « 13 » نخاس برده « 14 » رفت

--> ( 1 ) - مج : انواع ( 2 ) - متن : انصاف ( 3 ) - مپ 2 : و اسباب تنعم و تكلف تكفل نمود ( 4 ) - مج : در آن ( 5 ) - مپ 2 - مهيا ( 6 ) - متن - مهمان ( 7 ) - مپ 2 - مهمان بود ( 8 ) - مپ 2 - و طعامهاى خاصه ساخته بود ( 9 ) - متن - روا نديد آن معنى . . . پادشاه را فرمان ، مپ 2 : صدق و اخلاص مر پادشاه را انها كردم ( 10 ) - متن : بريشان ( 11 ) - متن + پادشاه ( 12 ) - مج : چوگان ( 13 ) - مپ 2 - به بازار ( 14 ) - مپ 2 : به نخاس‌خانه ، مج : نخاسان