سديد الدين محمد عوفى
550
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گرفتهاى كار خرد نيست و اين را انديشه « 1 » بايد كرد . گفت : هيچ انديشه را « 2 » حاجت نيست ، من چون « 3 » از سر جان خود برخاستهام تقديم اين كار بر من آسان خواهد بود « 4 » . پس روى بدان كار آورد . و چند كس را در آن معنى با خود يار كرد و پيوسته من متفحص احوال او مىبودم « 5 » و او را بر اخفاى آن سر وصيتها واجب ديدمى « 6 » ، و طغرل طاغى جشن نوروزى ساخت « 7 » و خلقى را خلعتها داد و تشريفات و انعامات وافر فرمود « 8 » ، روز چهارشنبه بيست و ششم « 9 » ماه ذى القعده « 10 » خواست كه به بارگاه آيد و بر تخت نشيند . نوشتكين بن عرفه « 11 » گفت من و سه يار ديگر از آن من « 12 » عزم جزم كرديم كه او را بكشيم و من ياران را گفتم كه نخست من ابتدا كنم و دورباش برانم ، اگر كارگر آيد فبها « 13 » و الا شما ناچخ درو گيريد و « 14 » تمام كنيد ، و اگر كشته شديم نامى از ما در عالم منتشر گردد و به وفادارى و حقگزارى در عالم مثل شويم « 15 » . پس برين قرار سلاحها برگرفتيم « 16 » و در پيش صفهء بار بايستاديم « 17 » ، و چون طغرل برون
--> ( 1 ) - مج + رها ( 2 ) - مج - را ، مپ 2 - هيچ انديشه را ( 3 ) - مپ 2 - چون ، مج : چون من ( 4 ) - مپ 2 - تقديم اين . . . خواهد بود ( 5 ) - مپ 2 و مج : تفحص حال او كردمى ( 6 ) - مپ 2 - و او بر . . . ديدمى ( 7 ) - مپ 2 : تا روزى طغرل طاغى جشنى ساخت ( 8 ) - مپ 2 - و تشريفات . . . فرمود ( 9 ) - متن : بيستم ( 10 ) - مپ 2 : ذى قعده ، مج : ذو القعده ، متن و مج + طغرل طاغى ( 11 ) - مپ 2 : نوشتكين عرفه ، مج : نوشتكين و نعومه ( 12 ) - مپ 2 و مج - از آن من ( 13 ) - مپ 2 : نيك ، مج : نيكو ( 14 ) - مپ 2 و مج + او را ( 15 ) - مپ 2 - و اگر كشته شويم . . . مثل شويم ( 16 ) - مپ 2 و مج : برگرفتند ( 17 ) - مج : ايستادند ، مپ 2 - و در پيش صفه بار . . . بايستاديم