سديد الدين محمد عوفى

548

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بيت چون مىدانى « 1 » كه هرچه كارى دروى * آخر به همه حال نكوكارى به حكايت « 2 » ( 8 ) در تاريخ يمينى مسطور است كه چون طغرل طاغى كه از بندگان مسعود بود در نوبت سلطان « 3 » عبد الرشيد بر ملك مستولى شد ، ضعف سلطان و قوت خويش او را باعث و محرض آمد بر آنكه ملك را فرو گيرد و عبد الرشيد به اضطرار نه به اختيار « 4 » به قلعه رفت و طغرل بر تخت سلطنت بنشست و بفرمود تا امير عبد الرشيد را در زير ديوار گرفتند ، و ملك محمود را ضبط كرد و خزاين را تلف كردن گرفت و وزارت خود را « 5 » به ابو سهل زوزنى داد ، و هرچند ابو سهل در آن عهد « 6 » از كفات بود و مردى دانا و هنرمند « 7 » و لكن حب « 8 » مال و جاه « 9 » نظر او را از ديد « 10 » وخامت عاقبت آن شغل حائل شد تا قضاى آسمانى نفاذ يابد « 11 » . و خواجه حسين « 12 » بن محمد مروزى « 13 » از اعيان و كفات حضرت بود و لكن « 14 » متقلد هيچ شغل نبود « 15 » و هر روز در سلك نديمان خود را منخرط گردانيدى « 16 » و نظاره مىكرد تا از زير پردهء غيب چه پديد آيد

--> ( 1 ) - مپ 2 : چو دانى ( 2 ) - متن - حكايت ( 3 ) - مپ 2 : سلطنت ( 4 ) - مپ 2 : و اختيار ( 5 ) - مپ 2 - خود را ( 6 ) - مپ 2 - در آن عهد ( 7 ) - مپ 2 - و مردى دانا و هنرمند ( 8 ) - مج - حب ( 9 ) - مپ 2 و مج : جاه و مال ( 10 ) - متن : ديده ، مپ 2 - ديد ( 11 ) - مپ 2 و مج : يافت ( 12 ) - مج : حسن ( 13 ) - مج : مرزن ( 14 ) - مج + متكلف و ( 15 ) - متن و مج : نشد ( 16 ) - متن : سخط كردى : مپ 2 - و هر روز در . . . گردانيدى