سديد الدين محمد عوفى
523
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
عصايى در دست گرفت و به صومعهء برصيصا درآمد و با او به عبادت مشغول شد و شبوروز او را مؤانست مىكرد و حكايات عجب « 1 » مىگفت « 2 » . برصيصا پنداشت كه او را دوستى « 3 » بحاصل شده است ، و ندانست كه او « 4 » روز دزدى است كه « 5 » حفره در حجرهء عصمت آدم بريده است . روزى به مهمى برون آمد . ابليس بر عقب او برون شد . چون برصيصا به در نخاس برده رسيد به دنبالهء « 6 » چشم در كنيزكان نگاه « 7 » كرد . ابليس با خود « 8 » گفت « 9 » : سررشتهء « 10 » او زود « 11 » به دست آمد « 12 » . چون برصيصا به صومعه بازگشت امير ولايت را دخترى بود زيبا و در حسن و جمال بىهمتا ، با رويى چون خورشيد تابان و قدى چون سرو خرامان « 13 » . ابليس به نفث « 14 » بوالعجبى خود علت صرع در آن دختر پديد آورد تا آن صاحب جمال « 15 » در دست جنون زبون شد و اطبا در « 16 » معالجت او « 17 » مبالغتها « 18 » نمودند ، مفيد نيفتاد « 19 » . منجمان و معزمان « 20 » در تنجيم و تعزيم « 21 » انواع مجاهدت تقديم نمودند ،
--> ( 1 ) - مپ 2 و مج : عجيب ، مج + و غريب ( 2 ) - مج + برصيصا را عادتى بود كه چون طعام بخوردى به قضاى حاجت برون رفتى ابليس سيزده شباروز از سجادهء خود غايب نشد ( 3 ) - مج + موافق ( 4 ) - مپ 2 + را ( 5 ) - مپ 2 + نقب و ( 6 ) - مپ 2 : به دنبال ( 7 ) - مپ 2 : نگاهى ( 8 ) - مپ 2 و مج - با خود ( 9 ) - مپ 2 : انديشيد + كه ( 10 ) - مج + تدبير ( 11 ) - مج - او زود ( 12 ) - مج : بازيافتم ( 13 ) - مپ - 2 و قدى چون سرو خرامان ( 14 ) - متن : سبب ، مپ 2 : تزوير ، بنياد : شب به ( 15 ) - مپ 2 : تا او ( 16 ) - متن و مپ 2 و بنياد : از ( 17 ) - مپ 2 : آن ( 18 ) - متن و بنياد : مجاعلت ، مپ 2 - مبالغتها ( 19 ) - مپ 2 : فروماندند ( 20 ) - مج - و معزمان ( 21 ) - مج : تقويم