سديد الدين محمد عوفى
507
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و قصد طبرستان كرد و از شهرهاى طبرستان « 1 » مال بستد و تا به در آب آمو « 2 » آمد « 3 » و آنجا قرار گرفت ناگاه « 4 » قاصدى از نشابور برسيد و مكتوبى آورد كه در آنجا « 5 » نبشته بود « 6 » : كه عياش به نشابور آمد و خانهء مادرت « 7 » غارت كرد و آنچه يافت از نقد و خزينه « 8 » جمله « 9 » برگرفت « 10 » و مادرت را با خود به گرگان برد . راوى مىگويد : كه تاريخ نامه را بازنگريدم « 11 » همان روز بود كه او خانهء شيرزاد « 12 » غارت كرده بود « 13 » و زن او را برده « 14 » . چون « 15 » احمد بر مضمون نامه وقوف يافت بيهوش شد و چون بههوش بازآمد لشكر برنشاند و « 16 » به طرف آن جاى « 17 » روانه شد . و سبب غارت كردن عياش خانهء احمد را « 18 » آن بود كه عياش غلام احمد بود و او شوكتى و عدتى « 19 » داشت و درين « 20 » وقت به هرات بود ، شبى خواب ديد كه با احمد نرد مىباخت « 21 » و او را در « 22 » نردباختن غلبه كردى « 23 » و « 24 »
--> ( 1 ) - مج - از شهرهاى طبرستان ( 2 ) - متن و بنياد - آمو ( 3 ) - مپ 2 - و تا به در آب آمو آمد ( 4 ) - مپ 2 : تا ( 5 ) - مج : آن ، مپ 2 - و مكتوبى آورد كه در آنجا ( 6 ) - مپ 2 : خبر آورد ( 7 ) - مپ 2 + خراب كرد و ( 8 ) - مج + و بنه تو ( 9 ) - بنياد - جمله ( 10 ) - مج : بستد ، بنياد : برداشت ، مپ 2 - و آنچه يافت . . . برگرفت ( 11 ) - مج : باز بكرديم ، مپ 2 : بخواندم ( 12 ) - مپ و مج + را ( 13 ) - متن : كرد ، مج : كرده ( 14 ) - متن : ستده بود ، مج : ستده ، متن و مج + همان روز عياش در نشابور خانه او را غارت كرده بود و مادر او را ببرده ( 15 ) - مپ 2 - چون ( 16 ) - مپ 2 - بر مضمون نامه وقوف . . . لشكر برنشاند و . ( 17 ) - مپ 2 : گرگان ، مج : هرات ( 18 ) - متن - را ( 19 ) - مپ 2 : عزتى ( 20 ) - مپ 2 : آن ( 21 ) - مپ 2 و بنياد : باختى ( 22 ) - مج - او را در ( 23 ) - مپ 2 : و از او بردى ( 24 ) - متن - و