سديد الدين محمد عوفى

494

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حكايت ( 4 ) آورده‌اند كه سلطان مسعود را خادمى « 1 » بود كه او را سنبل خرد گفتندى و مالى داشت كه در حد حصر نيامدى « 2 » ، و در ايام دولت سلطان بهرامشاه وفات كرد و مالهاى او « 3 » در دست مردمان « 4 » بماند « 5 » و ريحان كه خادم او بود بر آن جمله وقوف داشت . چون آن مالها « 6 » مطالبه كرد بعضى بازدادند ، و بعضى از شهر بگريختند و بعضى در دل خويش كردند و منكر شدند « 7 » و به مطالبه و عقوبت تن دردادند و بر منبرها رقعه‌ها « 8 » گرفتند و دعا مىخواستند ، و در مزارها « 9 » كاغذ « 10 » دادن آغاز كردند و خواستند كه بدان شعبده مال ببرند « 11 » . و مردى بود از امينان و معتمدان سنبل كه او را محمد موىدوز گفتندى و بر وى مالى خطير بود ، و چون از وى طلب كردند مى « 12 » خواست كه به تشنيع آن « 13 » زر « 14 » را ببرد « 15 » ، به نزديك شيخ ابو المؤيد كوى مسگريان « 16 » آمد و از وى درخواست كرد كه من مردىام از جملهء مريدان تو ، و دو آفتابه زر از مال « 17 » سنبل در دست من بود به وجه امانت « 18 » و آن دو آفتابه « 19 » تسليم كردم و هشت

--> ( 1 ) - مپ 2 : خازنى ( 2 ) - مج : حدوحصر درنيايد ( 3 ) - مپ 2 و مج : وى ( 4 ) - متن : او ( 5 ) - متن : درماند ، مج : مانده ( 6 ) - مپ 2 : چون مال را ، مج + را ( 7 ) - مپ 2 - و بعضى در دل خوش كردند و منكر شدند ( 8 ) - مج + نوشتن ( 9 ) - متن و بنياد : مرادها ( 10 ) - مج : كاغذها ( 11 ) - مپ 2 - و بر منبرها رقعه‌ها . . . شعبده مال ببرند ( 12 ) - مپ 2 - مى ( 13 ) - مج - آن ( 14 ) - مج + ها ( 15 ) - متن + و ، مج + روزى ( 16 ) - مج : منكريان ( 17 ) - مپ 2 : آن ( 18 ) - مج : امانت بود ، مپ 2 : به سبيل امانت ( 19 ) - مپ 2 : آن را