سديد الدين محمد عوفى
488
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مديد او را بپروردم و در محافظت رمه بر وى اعتماد كردم و او با ماده گرگى درساخت و « 1 » جفت گرفت « 2 » ، و چون شب درآمدى سگ « 3 » بخفتى و مادهگرگ درآمدى و گوسفندى را « 4 » بشكستى « 5 » و قدرى ازو « 6 » بخوردى و باقى اين « 7 » سگ را « 8 » به كار بردى ، و مدتى هم برين جمله مىبود « 9 » ، تا آنگاه كه در رمه نقصانى فاحش پديد آمد و بسيار « 10 » گوسفندان تلف شدند « 11 » . پس اين سگ « 12 » را بردار كردم كه جزاى خائنان دار است و عاقبت بدكرداران دمار « 13 » . گشتاسب چون اين فصل « 14 » بشنيد به خود بازآمد و گفت : اين نمودارى است كه به من نمودند و تنبيهى كه به من فرمودند « 15 » ، چه « 16 » از راه معنى رعيت رمهاند و من شبان ، و من از حال رعيت خود غافل ماندهام و بر من واجب است كه به نفس خويش از احوال ايشان « 17 » تفحص كنم . پس به بارگاه آمد و جريدهء محبوسان بخواست
--> ( 1 ) - متن و مج - درساخت و ( 2 ) - متن و مج : شد ( 3 ) - مپ 2 - سگ ( 4 ) - متن و بنياد : گوسفند ( 5 ) - بنياد : بكشتى ( 6 ) - مپ 2 - ازو ( 7 ) - مپ 2 : او ( 8 ) - مج - را ( 9 ) - مپ 2 - و مدتى هم برين جمله مىبود ( 10 ) - متن و بنياد - بسيار ( 11 ) - مپ 2 : شده بودند ، مج - و گوسفندان تلف شدند + و چون مدتى برآمد عامل مراعى مرا طلبيد و هرچند كه من عذر گفتم كه گوسفندان مذهوب و متفرق گشتهاند البته استماع نكرد و اين باقى را كه ماندهاند به حساب از من بستد و من اكنون مزدورى او مىكنم . پس چون حال اين سگ برين جمله بود ( 12 ) - مج - پس اين سگ + او ( 13 ) - مج : اين باشد ( 14 ) - مپ 2 : فصول ، مج - فصل ( 15 ) - مپ 2 - و تنبيهى كه به من فرمودند ( 16 ) - مپ 2 : و ( 17 ) - مپ 2 : حال رعايا