سديد الدين محمد عوفى

480

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گفت شعر لقد علمت و ما الاسراف « 1 » من خلقى * ان « 2 » الّذى هو رزقى سوف يأتينى أسعى « 3 » له فيعنّينى « 4 » تطلّبه « 5 » * و ان جلست أتانى « 6 » لا يعنّينى « 7 » و اين ابيات « 8 » در شام و « 9 » عرب مشهور شد و در زبانها گردان گشت « 10 » . پس عروه وقتى عزم « 11 » خدمت معاويه كرد و از مدينه « 12 » به شام رفت . چون در بارگاه معاويه آمد « 13 » شتر را بر در سراپرده بخوابانيد « 14 » و بار خواست . حاجب به خدمت معاويه عرضه داشت كه عروه از مدينه « 15 » آمده است . معاويه « 16 » فرمود : كه درآيد « 17 » . چون درآمد معاويه او را « 18 » گفت : عروه تويى « 19 » كه « 20 » گويندهء اين دو بيتى « 21 » : كه روزى « 22 » هراينه « 23 » بر من آيد ، كه « 24 » اگر من در طلب

--> ( 1 ) - متن و مپ 2 : مالا اسراف ، بنياد : بالا سراف ( 2 ) - مپ 2 و بنياد - ان ( 3 ) - متن و مپ 2 و بنياد : أينبغى ( 4 ) - متن و بنياد : فينغى ، مپ 2 : فيض ( 5 ) - متن و مپ 2 و بنياد : يطلبه ( 6 ) - بنياد : انافى ( 7 ) - متن : لا يسعينى ( 8 ) - بنياد + را ( 9 ) - مج - و ( 10 ) - مپ 2 - و در زبانها گردان گشت ( 11 ) - مج - عزم ( 12 ) - مپ 2 - از مدينه ( 13 ) - مج : چون معاويه به درگاه آمد ( 14 ) - مپ 2 - شتر را بر در سراپرده بخوابانيد ( 15 ) - مج : عروة بن آدينه ( 16 ) - مپ 2 - كه عروة . . . معاويه ( 17 ) - متن و بنياد : درآى ( 18 ) - مپ 2 - او را ( 19 ) - مج + گفت بلى ( 20 ) - مج - كه ( 21 ) - مج : بيت هستى + كه گفته ( 22 ) - مج - روزى ( 23 ) - مپ 2 - كه روزى هراينه ( 24 ) - مج - كه