سديد الدين محمد عوفى

471

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

با لب خشك و ديدهء تر بماند . چون مال كم گشت « 1 » و اشغال « 2 » زيادت شد « 3 » ياران روز دولت برگ بىبرگى و طاقت تجرع جام « 4 » محنت نداشتند ، ترك مصاحبت او گرفتند و او را بگذاشتند « 5 » ، و آنان كه وجه صبوح از فتوح « 6 » او « 7 » طلبيدندى « 8 » چون بديدند كه روز غناى او به شفق الم « 9 » رسيد و جان و مال « 10 » او به رمق آمد او را « 11 » پيش خود نگذاشتند . مدتى مديد در آن محنت شديد « 12 » عمر مىگذاشت « 13 » ، دوستان دشمن شده و آشنايان بيگانه گشته « 14 » ، تا آخر يكى از اقارب و عشاير او در بغداد وفات يافت و مالى خطير از وى بماند و « 15 » احيحه را از وى ميراث رسيد و « 16 » روى به تدارك خللها آورد و عمارت ضياع خراب پيش گرفت و كار او از سر تازه شد . حريفان پياله چون طراوت حال « 17 » او مشاهده كردند به نزديك وى « 18 » رقعه‌ها « 19 » نوشتند و اعتذار « 20 » نمودند « 21 » ، تمهيد جمله را بدين يك قطعه جواب داد « 22 » .

--> ( 1 ) - مج : شد ( 2 ) - بنياد : استعمال ( 3 ) - مپ 2 - چون مال . . . زيادت شد ، مج - شد ( 4 ) - متن و مپ 2 و بنياد : جام تجرع ( 5 ) - متن و مپ 2 و بنياد - او را بگذاشتند ( 6 ) - متن و بنياد - از فتوح ( 7 ) - مج - او ( 8 ) - مپ 2 - و آنان كه . . . طلبيدندى ( 9 ) - متن و مپ 2 - الم ( 10 ) - مپ 2 : خان‌ومان ( 11 ) - مج - او را ( 12 ) - متن و مپ 2 و بنياد - شديد ( 13 ) - بنياد + تا ( 14 ) - بنياد : گشتند ( 15 ) - مج - از وى بماند و ( 16 ) - مج + احتحه ( 17 ) - مپ 2 : كار ( 18 ) - متن و مپ 2 و بنياد : او ( 19 ) - مپ 2 - ها ( 20 ) - مپ 2 : اعذار ، مج : اعزاز + و ( 21 ) - متن و مپ 2 - نمودند ( 22 ) - مپ 2 : به ترتيب بگفت ، بنياد : دادند