سديد الدين محمد عوفى

462

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كرد و بر كرسى شد « 1 » و رسن را « 2 » در حلق خود انداخت « 3 » و كرسى را « 4 » به قوت « 5 » پاى دور انداخت . از گرانى جثهء او تير آن خانه بشكست و ده هزار دينار سرخ « 6 » از ميان تير « 7 » بيرون افتاد « 8 » . چون جوان آن زر « 9 » بديد بغايت شادمان شد و دانست كه غرض پدر « 10 » وى « 11 » از آن « 12 » وصيت « 13 » آن بوده است « 14 » كه بعد از آنكه جام مذلت تجرع كرده « 15 » باشد چون زر بيابد دانسته خرج كند . پس جوان دو ركعت نماز بگزارد « 16 » و آن زرها به آهستگى در تصرف آورد و اسباب نيكو بخريد « 17 » و زندگانى ميانه آغاز كرد و از آن واقعه از خواب غفلت بيدار شد و بغايتى متنبه گشت « 18 » كه حكيم روزگار شد « 19 » . و فايدهء اين حكايت آنست كه مرد مسرف « 20 » آنگه « 21 » از خواب « 22 » بيدار شود كه مال از دست بداده باشد « 23 » و از پاى درآمده بود « 24 » .

--> ( 1 ) - مپ 2 - و كرسى نهاده بيچاره از غايت . . . وداع كرد و بر كرسى شد ( 2 ) - مپ 2 - را ( 3 ) - مپ 2 : و سر خود در ريسمان نهاد ( 4 ) - مج - را ( 5 ) - مج : از زير ( 6 ) - مج : عين ( 7 ) - مپ 2 - تير ( 8 ) - مپ 2 : فروريخت ( 9 ) - مپ 2 : زرها + را ( 10 ) - مپ 2 - پدر ( 11 ) - مپ 2 : او ( 12 ) - مپ 2 - آن ( 13 ) - مپ 2 + پدر ( 14 ) - مج - است ( 15 ) - مج : نموده ( 16 ) - مپ 2 - پس جوان دو ركعت نماز بگزارد و ( 17 ) - مپ 2 : خريد ( 18 ) - بنياد : و آن چنان شد ( 19 ) - بنياد : گشن ( 20 ) - مج + از خواب غفلت ( 21 ) - مج : وقتى ( 22 ) - مج - از خواب ( 23 ) - مج + و پدر مشفق مهربانى ( 24 ) - مج - بود ، بنياد : باشد ، مج + نظم نادان كند هرآنچه كند دانا * انگه كند كه مال نن بر دست فرزند بد كه نيك شود روزى * آنگه شود كه پدر مردست