سديد الدين محمد عوفى

456

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

شعر دستور شه نشان ملك فر نظام ملك * آن كوست « 1 » بر زمين ز « 2 » علو ديگر آسمان عادل قوام دين محمد محمد انك * بر قدر او شدست ثنا گستر آسمان از روى هر زمينى كو برگرفت پاى * بهر شرف نهاد « 3 » بر آنجا سر آسمان گر ماه را ز راى منيرش « 4 » مدد بدى * اندر خسوف تيره نگشتى بر « 5 » آسمان هرگه كه دست او به كرم زرفشان شود * در پاى او نثار كند گوهر آسمان « 6 » هرگه كه تيغ او به وغا سرفشان شود « 7 » * بهرام بىقرار شود « 8 » اندر آسمان هرگز نياوريد « 9 » شهى را به هيچ عهد « 10 » * اندر زمين وزيرى زين بهتر آسمان تا از براى درگشاى زمين نهد « 11 » ( ؟ ) * بر صفره « 12 » كبودش قرص خور آسمان

--> ( 1 ) - متن ، فا و بنياد : كز اوست ، مپ 2 : كزوست ( 2 ) - مج : و ( 3 ) - مج : نهاده ( 4 ) - متن : مسيرش ( 5 ) - بنياد : ز ( 6 ) - متن و فا و مپ 2 و بنياد - در پاى او نثار كند گوهر آسمان ( 7 ) - متن و فا و مپ 2 و بنياد - هرگه كه تيغ او به وغا سرفشان شود ( 8 ) - متن و فا : گردد ، بنياد : بگردد ( 9 ) - بنياد : نياورند ( 10 ) - بنياد : عقد ( 11 ) - كذا در همهء نسخ ( 12 ) - در همهء نسخ با همين املاء ضبط است