سديد الدين محمد عوفى

437

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بدان « 1 » كارگر نمىشد . و چون كاسه در پيش او نهادند « 2 » يك قطعه نان برداشت و آن مرغ را بگردانيد و نيك بنگريست « 3 » و گفت : سر اين خروس كجا شد « 4 » ؟ گفت : بينداختم . گفت : چرا ؟ گفت : گمان نبردم « 5 » كه تو « 6 » آن را « 7 » بخورى « 8 » . گفت : گمان باطل چرا بردى « 9 » كه در پايهاى اين خروس « 10 » سخن مىرود كه چرا انداختى « 11 » و ضايع گذاشتى « 12 » چگونه « 13 » سر او نخورم « 14 » ؟ و سر خود رئيس اعضاست و مجمع حواس و محل استيناس و نيز در اوقات و ساعات ، خروش خروس به واسطهء سرست و خروس را از براى آواز دوست دارند و عرف « 15 » او بر سرش باشد « 16 » و دو چشم او هم بر سر باشد كه به شراب ساقى تشبيه كنند ، گوييا قطعه‌اى كباب « 17 » بر سر نهاده با « 18 » دو قرابه شراب پيش مستان عشق مىبرد « 19 » ، و ديگر دماغ او « 20 » درد گرده را سود دارد . شعر على نقرات « 21 » الدّيك هات معجّلا * شرابا لناعيه « 22 » كبابا « 23 » لنائحه « 24 »

--> ( 1 ) - بنياد : بران ( 2 ) - مپ 2 : بنهادند ( 3 ) - بنياد : نگاه كرد ( 4 ) - بنياد : رفته است ( 5 ) - بنياد : بردم ( 6 ) - بنياد : شما ( 7 ) - بنياد - انرا ( 8 ) - بنياد : نخوريد ( 9 ) - مپ 2 : مىبردى ، بنياد : برديد ( 10 ) - متن و مپ 2 - اين خروس ( 11 ) - بنياد : انداختيد ( 12 ) - مپ 2 و بنياد - و ضايع گذاشتى ( 13 ) - بنياد + غم ( 14 ) - بنياد + و نطلبم ( 15 ) - بنياد : تاج ( 16 ) - متن + كه به دو نزديك نمايند ( 17 ) - بنياد : كبابى ، متن + كه ( 18 ) - متن و بنياد : يا ، تصحيح قياسى است ( 19 ) - مپ 2 - گوييا قطعه كباب . . . عشق مىبرد ( 20 ) - متن و مپ 2 + را ( 21 ) - مپ 2 : مضراب ( 22 ) - متن و مپ 2 : شراب العينه ، تصحيح متن قياسى است ( 23 ) - مپ 2 : كانا ( 24 ) - نسخهء بنياد اين بيت را ندارد