سديد الدين محمد عوفى

435

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آن كار خير در پيش است و از حضرت شيخ « 1 » اميد مىباشد « 2 » كه « 3 » به يكى از درويشان اشارت فرمايد تا به وثاق ما حاضر آيد و انگشتى « 4 » بر نمك ما زند تا بركات او در خاندان ما بماند « 5 » . شيخ به درويشى اشارت كرد كه ببايد رفت و دل اين مسلمان را « 6 » نگاه بايد داشت . درويش به حكم اشارت شيخ برون آمد « 7 » ، و آن درويش را در پيشگاه « 8 » نشاند و خود « 9 » ميان به خدمت دربست ، و چون خوان بگستردند و « 10 » درويش لقمه برداشت كه در « 11 » دهان نهد ، مضيف از راه نياز و اعتقاد گفت : مدتى است كه مىخواستم كه « 12 » چون تويى به « 13 » وثاق آرم و انگشت بر نمك من زند و لقمه‌اى از خوان من تناول كند « 14 » ، و اين يك لقمه كه تو در دهان مىنهى من « 15 » دوستر « 16 » دارم از آنكه « 17 » مرا « 18 » كسى ده « 19 » هزار درم دهد . آن « 20 » درويش « 21 » لقمه‌اى كه برداشته بود باز جاى « 22 » نهاد و دست به طعام او نبرد و به خانقاه شيخ بازآمد . مرد بر سبيل اعتذار و استغفار در خدمت شيخ گفت « 23 » : نمىدانم كه چه خرده از من در وجود آمده است كه اين درويش

--> ( 1 ) - مپ 2 - و از حضرت شيخ ( 2 ) - مپ 2 : و التماس دارم ( 3 ) - مپ 2 + شيخ ( 4 ) - بنياد : انگشت ( 5 ) - مپ 2 - تا بركات او در خاندان ما بماند ( 6 ) - بنياد - را ( 7 ) - مپ 2 : برفت به وثاق ( 8 ) - مپ 2 - و آن درويش را در پيشگاه ( 9 ) - متن و بنياد : در وثاق ( 10 ) - متن و مپ 2 - و ( 11 ) - بنياد : بر ( 12 ) - بنياد - كه ( 13 ) - متن : در ( 14 ) - مپ 2 - و لقمه‌اى از خوان من تناول كند ( 15 ) - مپ 2 - من ( 16 ) - مپ 2 + از آن ( 17 ) - مپ 2 : كه ، بنياد + هرگاه ( 18 ) - بنياد - مرا ( 19 ) - مپ 2 - ده ( 20 ) - بنياد - آن ( 21 ) - بنياد + آن ( 22 ) - بنياد + خود ( 23 ) - متن + كه