سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 71

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بردوزند » / 135 « همه چون ماه خرمن سوخته‌اند خرمن ديگران از آن سوزند » / 135 « بازرگانان چو نرگس تشت زر بر سر گرفته بهمهء اطراف مىروند » / 132 « گويند مردى بود زكى نام از خاندان كرم و سخا و صدق و وفا و صفا و ذكا ، وقتى به مشاورت ياران كنيزكى رومى بخريد نوش‌نام ، بدخوى و لجوج و بهانه‌جوى ، بىپاسخ و نافرجام‌گوى ، چون صليب كژطبع و چون عسلى نا - شيرين » / 23 « روزى در فصل زمستان كه روى آب رويين بود و دل زمين آهنين گشته » / 325 در حكايت يازدهم از باب سوم كه مشحون به سجع و موازنه و جناس و تشبيه و استعاره و اصولا از نثرهاى متكلف اين قسم است در يك قسمت يكى دو عبارت آن با مختصر تغييرى بعينه عبارت لباب الالباب است در شرح حال قطب الدين سرخسى . لباب الالباب ص 178 : « اعضاء در مقام استرخا نظامى گرفت و اطراف اعضاء در موقف قرار آرامى بحاصل كرد » . جوامع الحكايات ص 72 : « اعضاء در مقام استراحت نظامى گرفت و اطراف و اجزاء در موقف قرار آرامى بحاصل كرد » . باز در دنبالهء همين جملات در توصيف و بيان خواب قطب الدين كه تعبير نيكو داشت و خواب آن سليم دل حريص كه به گمراهى و حرص بيشتر او انجاميد عبارات جوامع الحكايات صورت معكوس جملات لباب الالباب است . لباب الالباب ص 178 : « در اثناى آن خوابى ديدم كه ظاهر آن صورت ترحى داشت اما موجب آن فرحى بود ، خيال چهرهء روز بود در زير حلهء شب پنهان شده و نشان صورت دولت بود از پس پرده محنت منزوى گشته »