سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 68

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بلكه قربانى اين رحمت است . و در چم‌وخم فلسفه آكل و مأكول بودن مخلوق نيز درمىمانيم و از سياق سخن و پيش‌وپس كلام به درمىرويم . صحت صورت متن و بطلان صورت ديگر را توجه به اين حكايت جوامع الحكايات تأييد مىكند : « عبد اللّه عباس مىگويد كه روزى حضرت ابراهيم ( ع ) [ به كنار دريا ] آمد . مردارى را ديد در كنار ساحل افتاده بود ، هرگاه موج دريا برآمدى ماهيان از آن بخوردند و چون موج بازگشتى مرغان از آن حوصله‌ها پر كردندى « 1 » . » اشخاص و قهرمانان داستانها هم اغلب شخصيت واقعى و تاريخى دارند ، و از اعلام بيشمارى كه جوامع الحكايات نام برده مىتوان مجلد قطورى ترتيب داد . اين كتاب سواى ديباچهء جامع و كامل براى هريك از ابواب صدگانه مقدمه و نتيجه‌اى دارد . مقدمه معمولا مزين به آيه‌اى از آيات قرآن كريم و يا حديث و خبرى از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم است و گاهى هم مصدر است به بيتى عربى يا فارسى اغلب با ذكر نام گوينده ، و در خاتمه پس از نتيجه‌گيرى منتهى مىشود به تخلص به مدح نظام الملك جنيدى وزير ايلتتمش به اضافهء چند بيت شعر كه عوفى قائل آنست . روش انشاى اين مقدمه‌ها و خواتيم يكسان و توأم با سجع و موازنه و جناس و انواع صنايع لفظى است ، و از نظر زيبايى و مطبوع بودن غث و سمين بسيار دارد و يكدست نيست ، بعض اوقات در اوج روانى و زيبايى و زمانى در حضيض تكلف و تعسف است . اشعار خاتمه‌ها كه همه صادر از طبع عوفى است غالبا سست و نازيبا و تكرار اوصاف بيموردى است كه ذكر آن چيزى به اعتبار كتاب نيفزوده ، در قسم سوم كه در بيان اخلاق مذموم است همه‌جا خواننده را عبرت افزوده و راهنمايى كرده است . هريك از رذائل اخلاقى را كه مايهء شقاوت آدمى است برشمرده و آيه و حديثى مناسب آن ذكر كرده است و داستانهايى آورده كه هم عبرت‌افزاست و هم شيرين و مشغول‌كننده . در دو باب راجع به دزدان و گدايان كه هردو از طبقات منفور و مبغوض اجتماعند

--> ( 1 ) - بنقل از سخنرانى آقاى دكتر مظاهر مصفا در كنگرهء جهانى حافظ و سعدى در شيراز .