سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 44
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
اين مجموعه را طى پنج سال تهيه و تنظيم كرده است و مشتمل است بر چهار قسم و هرقسم شامل بيست و پنج باب كه رويهم صد باب و دو هزار صد و سيزده حكايت را در بر دارد . تمام مطالب كتاب از قرب نود و سه مأخذ نامبرده شده و محتملا از بسيارى مآخذ ذكر نشده جمعآورى شده است « 1 » ، به موجب مقدمهء اين كتاب طرح آن قبلا بنا به خواهش ملك ناصر الدين قباجه حكمران سند ريخته شده ولى هنگام محاصره قلعهء بهكر و خودكشى ناصر الدين و پيروزى شمس الدين ايلتتمش ( 625 ه ) كه عوفى مجبور به تعويض خداوندان و اربابان گرديد و در سلك بندگان سلطان ايلتتمش درآمد اين اثر را به حمايت وزير قوام الدين نظام الملك محمد بن ابى سعد الجنيدى احيا و به پيشگاه او اهدا نمود . مؤلف احوال خود را در قطعهء زير اينطور بيان مىكند « 2 » . صاحبا قصهء داعى به كرم اصغا كن * كه مثل گشت كنون قصهء او در افواه داعى مخلص عوفى كه از احداث زمان * مىشود خون دل مسكينش به روزى صد راه گرچه در مرتبه رابع عقد هنرست * صفر و آحاد بود حاصل او يعنى آه مدتى عمر برآمد به حصول اغراض * همچو دربان گران معتكف هر درگاه رنگ و بوى كرم از كس چو نديد و نشنيد * با چنين تحفه دگر باز تو آورد پناه ذات او هست نباتى به كرم آبش ده * چون شود تازه پس از وى ثمر تازه بخواه
--> ( 1 ) - ر ك . نظام الدين ص 20 ( 2 ) - جوامع الحكايات نسخههاى A ، D و C در آخر باب سوم از قسم دوم .