سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 41
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
در مقابل يكديگر در آن معمور گردانيده و خزاين و مستراحات و مطبخ را عمارت فرموده و باقى خانهها را صحن فراخ راست نموده و آن سراى پاكيزه و خوش گشته الا انكه چندان با تكلف نبود كه بار اول بود » . در اينجا عوفى كمتر به كيفيت تعمير خانه پرداخته و وضع حاضر را هم با جلال سابق مقايسه نكرده است و باز : تنوخى گويد : « فأكلنا ثمّ نام و لم تكن تلك عادته و مدّت ستار . » عوفى گويد : « و چون زمانى برآمد . » دهستانى آورده : « چون طعام بخورد لحظهاى به آسايش مشغول شد ، پرده ببستند . » متن تنوخى مفيد اين معنى است كه خواب بعداز ظهر عادت او نبود . عوفى اصلا متعرض اين نكته نشده و پرده بستن را هم ذكر نكرده است ، دهستانى نيز ( لم تكن تلك عادته ) را نديده گرفته و ترجمه نكرده است . و باز در كيفيت سماع و حاضر شدن سه كنيزك : تنوخى گويد : « و غنّى من وراء السّتارة ثلاث جوار فى نهاية طيب الغناء كل واحدة منهنّ أحسن و أطيب من التّى أتلف عليها ماله . فلمّا طابت نفسى و نفسه قال : يا أبا فلان أتتذكّر « 1 » زماننا الاول ؟ قلت نعم . » عوفى : « پس اشارت كرد تا سه كنيزك مغنيه كه هريك در حسن آيتى و در ملاحت غايتى بودند حاضر آمدند و در سماع ساحرى كردن گرفتند ، و چون دهان فندق آن بادام چشمان در نوا آمدند مرغ عقل در هوا پرواز كردن گرفت ، گفتم : اى خداوند ياد مىآرى آن رعناى بىوفاى مطربه با ما چه كرد ؟ و به خداى كه هريك از اين جوارى كه در بستان جمال گلهاى خندانند در حسن و ملاحت هزار چندانند .
--> ( 1 ) - تذكر ( تنوخى ص 217 )