سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 32

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

مورخين بعدى هم از قبيل منهاج سراج تأييد شده است . « و مدام ميان او و سلطان سعيد شمس الدين طاب مرقده منازعت بود تا چون مصاف لب آب سند شد ميان جلال الدين خوارزمشاه و چنگيز خان جلال الدين خوارزمشاه به زمين سند آمد و بر طرف ديول و مكران برفت لشكر كفار مغل بعد از فتح نندنه [ تولى ] نوين مغل با لشكرگران به پاى شهر ملتان آمد و چهل روز آن حصن حصين را در بندان داد و ملك ناصر الدين در آن مقاتله و حصار در خزانه بگشاد و با خلق احسان بسيار كرد و آثار شهامت و فرزانگى و جلادت و مردانگى چندان نمود كه ذكر آن بر صحائف ايام تا روز قيامت باقى بماند و اين حادثهء حصار در شهور سنهء احدى و عشرين و ستمأيه بود « 1 » » از اين حاشيه استنباط مىشود كه عوفى در كنبايت از ولايات نهرواله كه اكنون به گجرات معروف است بر مسند قضا تكيه داشته ( بين سالهاى 620 تا 621 ) و اين اثر بعد از لباب الالباب ( 617 ) بين سالهاى 620 و 621 ترجمه شده است « 2 » تقدم ترجمهء عوفى بر ترجمهء حسين بن اسعد بن حسين الدهستانى المؤيدى - از مقدمهء ترجمهء حسين بن اسعد مستفاد مىشود كه نامبرده زمانى كه منشى مخصوص عز الدين بن طاهر زنگى الفريومدى كه از جانب امير ارغون به حكمرانى خراسان منصوب شده است بوده اين كتاب را ترجمه و به وى اهدا كرده است بين سالهاى ( 451 و 660 ه ) با وصف اين مسلم است كه حسين بن اسعد حداقل سى سال بعد از عوفى فرج بعد الشدة را ترجمه كرده است « 3 »

--> ( 1 ) - طبقات ناصرى به نشانى Add . 26 189 . Br . Mus . ] f 169 a ] ( 2 ) - در جوامع الحكايات از عدالت يك راى هندى و بىحرمتى كفار نسبت به مسلمانان حكايتى نقل مىكند كه زمان توقفش در كنبايت و تاريخ تأليف اين اثر به دست ميآيد ، نسخهء A باب ششم از قسم اول حكايت 366 برگ 119 ب ( 3 ) - براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به نظام الدين ص 18 و 19