سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 24
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
« خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران و صاحب سلطان نشان و آصف سليمان مكان صاحب اجل كبير . . . شرف الملك رضى الدولة و الدين ابى بكر الاشعرى » با تعويض قدرت و حكومت در مقدمهء جوامع الحكايات كه طرح آن را به خواهش ملك ناصر الدين تهيه كرده بود با اين عبارات : « و در اين احوال مؤلف اين مجموع در آن حصار محصور بود و رهين محن نامحصور ، و از قبل ملك ناصر الدين به تأليف اين حكايات و ترتيب اين روايات مأمور ، مهندس فكرت بناى اين را تمهيد داده بود ، اما شرفات آن تشييدى نيافته بود كه ناگاه كنگرهء قصر حيات ناصرى به زلزال زوال گرفتار شد . » « 1 » ناگهان او را به باد انتقاد و عيبجويى مىگيرد : « دواعى انتقام و دعاوى مكافات [ را ] كه از لوازم طبيعت انسانى است باعث و محرض آمد بر آنكه مواد فساد ملك ناصر الدين قباجه عفا اللّه عنها ( ؟ ) به كلى قطع كند و جزا و سزاى نكث و نقض مواثيق و عهود كه از طرف او اتفاق افتاده بود به دو رساند كه و لا يحيق المكر السيى الا بأهله » « 2 » . و باز در بيان علت خودكشى قباجه مىگويد : « و چون ملك ناصر الدين با تنى چند پنجاه در قلعه رفتند شفيعيان انگيخت و وسيلت طلبيد و خواست كه مال و پسر را سپر تيرباران قضا كند ، خزانه و پسر بيرون فرستاد و چون فرمان اعلى نفاذ يافت كه خود به خدمت شتابد از غايت بىاعتمادى مرگ را بر حيات بگزيد » « 3 » . بيان اخير كمال بىاعتبارى محبت اوست و مسلم است كه ناصر الدين از بيم ننگ به خدمت رفتن خود را به آب مىسپارد نه از غايت بىاعتمادى . باز در آخر باب دهم از قسم سوم جوامع الحكايات كه اختصاص به مذمت نقض عهد و خلف وعده دارد گويد : « و لكن هركسى كه نقض مواثيق و نكث عهدخوار دارد آفريدگار سبحانه و تعالى او را مقهور كند ، و واقعهء ملك ناصر الدين قباجه
--> ( 1 ) - ر ك مقدمهء جوامع الحكايات چاپ مرحوم دكتر معين ص 26 ديپاچه ( 2 ) - ر ك مقدمهء جوامع الحكايات چاپ مرحوم دكتر معين ص 10 ديپاچه ( 3 ) - ر ك مقدمهء جوامع الحكايات چاپ مرحوم دكتر معين ص 23 ديپاچه