سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 23

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

اخلاق عوفى ديديم كه يكى از دلايل مهاجرت عوفى به هندوستان يافتن مقام و منصب در يكى از دستگاههاى حكمرانى است ، و او هنگامى كه به بلاد سند مىرسد به درگاه ملك ناصر الدين قباجه كه از مشوقين علم و دانش و بخشندگان بىهمال آن عصر است و بيشتر فضلاى خراسان را در كنف حمايت خود جاى داده مىرود و در صف ملازمين وى پناه و جاه مىيابد . كتاب لباب الالباب كه به نام وزير ناصر الدين عين الملك فخر الدين حسين اشعرى تأليف شده است ( 618 ) و ترجمهء فارسى فرج بعد الشدة ( 620 يا 621 ) كه به ناصر الدين قباجه اهدا گرديده يادگار اين دورهء حمايت و عنايت است . عوفى تا 625 كه سال انقراض دولت ناصرى به دست شمس الدين ايلتتمش مؤسس سلسلهء سلاطين شمسيهء دهلى است در بلاد سند و مولتان مىزيسته و گويا سالى يا بيشتر هم از جانب ملك ناصر الدين بر مسند قضاى كنبايت « 1 » تكيه زده است ، پس از محاصرهء قلعهء بكر و جنگ و شكست و خودكشى ملك ناصر الدين ، او و ديگر جان‌يافتگان محصور در اين حصار به خدمت ايلتتمش مىروند و از او پناه مىيابند . در اين‌جا متأسفانه عوفى در معرض امتحان قرار گرفته و به ميدان تجربه فراخوانده شده است ، ضعف اخلاقى و بىوفايى و ابن الوقتى او دل حساس را مىرنجاند و آب به چشم خواننده مىآورد . او كه تا اين وقت از سرسپردگان درگاه ناصرى است و در مقدمهء بر ترجمهء فرج بعد الشدة از سلطان به اين عبارت ياد مىكند : « قدر فرمان ملك معظم . . . ناصر الدينا و الدين . . . ابو الفتح قباجه السلطانى قيم امير المؤمنين اعلى اللّه شأنه و اظهر برهانه « 2 » الخ » و نيز در مقدمهء لباب الباب از وزير او عين الملك حسين اشعرى بدينگونه نام مىبرد :

--> ( 1 ) - نگاه كنيد به ص اول مقدمه ( 2 ) - ر ك به نظام الدين ص 15