سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 21
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
ملك ناصر الدين قباجه است مىبينيم كه در سلك مريدان او درآمده است . از اين زمان تحت توجه و حمايت وزير قباجه عين الملك فخر الدين حسين بن شرف الملك رضى الدين ابو بكر اشعرى به سال 617 به تأليف لباب الالباب و به سال 620 به ترجمهء فرج بعد الشدة شروع مىكند . طرح كتاب جوامع الحكايات را هم بنابه خواهش سلطان ناصر الدين قباجه در ايام دولت او مىريزد و اما صورت موجود در ايام دولت شمس الدين ايلتتمش شكل مىگيرد ( 625 به بعد ) . تاريخ اتمام جوامع الحكايات بايد حدود 630 باشد چون آخرين واقعهاى كه در اين كتاب به آن اشاره شده است « 1 » خروج اختيار الدين بلكابن حسام خلجى والى لكنهوتى بر ايلتتمش است به سال 628 « 2 » كه از آن بعنوان حادثهاى طى شده نام مىبرد و اينكه چگونه ممدوح او بر دشمن ناسپاس ظفر يافت . تا اين تاريخ ( 630 ) از حيات و اقامت عوفى در دهلى اطلاع در دست است ولى بعد از اين ديگر از او در هيچجا نشانى ديده نمىشود و معلوم نيست پس از اين تا چند سال ديگر زندگى كرده و عمر را به چه كيفيت گذرانده است . وضع و موقع هند پس از 607 هجرى : در اينجا ذكر مختصرى از روابط هند با غور ، غزنه ، خراسان و خوارزم ضرورى مىنمايد . بنابه گفتهء طبقات ناصرى كه از مدارك معتبر تاريخ هند در اين زمان است پس از مرگ قطب الدين ايبك ( 607 هجرى ) سركردگان ترك كه قبلا مطيع سلاطين غورى چون غياث الدين و معز الدين محمد ( متوفى در 602 هجرى ) و حتى ايبك بودند كوس استقلال و آزادى زدند و حكومتهايى براى خود بنيان نهادند . ناصر الدين قباجه در سند به حكومت نشست ، و شمس الدين ايلتتمش در دهلى هرچند نام پادشاهى نداشت در معنى حاكم واقعى آنجا شد ، ولايت لخناوتى ( در بنگال ) بوسيلهء خلجها اشغال شد ، لاهور مفصل ارتباط بين تاج الدين يلديز ( حاكم غزنه ) ، ايلتتمش و قباجه بود ، و قلمرو غور در نتيجهء نزاع علاء الدين اتسز و علاء الدين محمد به دو قسمت تقسيم شد تا آنكه سلطان
--> ( 1 ) - آخر باب هجدهم همين قسم ( 2 ) - طبقات ناصرى Add . 26 , 189 بريتيش ميوزيوم ورق 178 ب