سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 135

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

داستان مانند شرح بيرونى است در آثار الباقيه و ابن خلكان در وفيات الاعيان ) . / 229 8 / خروج مردى به نام محمود مشهور به علوى ايلاقى در زمان ملكشاه و كشته شدن او به امر قاضى مرو . / 231 9 / ادعاى پيغمبرى پسر ديوانهء ابو الحسن انبارى و فتواى علما به قتل او . / 232 ختم باب هشتم به دعاى وزير جنيدى . / 235 باب نهم از قسم سوم در مذمت بخل 238 - 273 مقدمه ؛ 238 1 / حكايت ابو صابر ، بخيل بصرى و شاگردش . / 240 2 / خجلتى كه عمرو ليث از بخل وكيل خود كشيد . / 244 3 / كنيزكى كه به مولاى بخيل خود به نام پسر ابو صامت خيانت كرد . / 246 4 / 9 ابو عبيده ، عبد اللّه بن زبير را از قاذر كه در عرب به بخل او مثل مىزنند بخيل‌تر مىداند ( مأخذ اين داستان به قول عوفى مجمع الامثال است . ) / 251 5 / حكايت فريب خوردن بخيلى به نام حامد نشادر فروش از پسرى اسماعيل نام و عقوبت محمد سهل امير مرو مر او را . / 253 6 / حكايت خواجهء بخيل و غلامى كه از او بخيل‌تر بود . / 262 7 / حكايت ملاقات بخيل كوفى با بخيل بصرى ( مأخذ نثر الدرر ابو نصر ثعلبى ( ؟ ) است . ) / 263 8 / حكايت بخيلى كه فرزندانش را به خواب راحت