سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 131

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

باب ششم در لطايف كلمات گدايان 134 - 160 مقدمه ؛ 134 1 / وصيت ابو زيد سروجى به پسرش در ترجيح گدايى بر ساير پيشه‌ها ( مأخذ مقامات حريرى است ) . / 136 2 / شرح گدايى خانوادهء شيخ عباس نيشابورى استاد گدايان نيشابور و ازدواج دختر او با مرد بازرگان . / 139 3 / گدايى كه مردم نيشابور را فريفت و مبلغى پول به‌دست آورد تا دم خود را بديشان بنمايد و تخلص عجيب او . / 148 4 / حكايت قاضى اوش كه به سيستان رفت و خود را گنگ ساخت و مبلغ زيادى پول از ايشان بدست آورد ( مأخذ مفتاح النجاح قاضى اوش است ( ؟ ) ) . / 150 5 / حكايت مردى كه در رى مذكرى مىكرد و شريك او كه مدعى شد اين مرد قاتل پدر اوست و بايد قصاص شود و بدين بهانه از دوستداران او مالى هنگفت در وجه خونبهاى پدر بدست آوردند . / 153 6 / حكايت ديوانه‌اى كه در بيمارستان غزنين دستار مردم را مىدريد و شريكى كه دريده‌ها را رفو مىكرد و از اين راه پول فراوان به دست آوردند . / 157 7 / حكايت ابو دلامه و مدحى كه براى سفاح گفت و صله‌اى كه از او گرفت ( مأخذ ملح النوادر است . ) / 157 پايان باب ششم در ستايش وزير . / 159