سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 128
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
9 / دختر ثروتمندى كه به ثابت بنانى توسل جست تا او را به مالك دينار تزويج كند و جواب مالك . / 70 10 / گرفتارى گربهء حريص محمد بن احمد بغدادى و سخن محمد درين باب . / 71 11 / عشق مفرط سليم دل حريص به مال و خواب او بدين خيال و تعبير آن معبر نااهل و سرانجام شوم آن احمق حريص . / 72 ستايش وزير . / 76 باب چهارم در مذمت طمع 78 - 101 مقدمه ؛ 78 1 / داود نبى كه زره بافتن آموخت تا از دسترنج خويش زندگى كند . / 79 2 / فرمان گشتاسب به محتشمان كه فرزند خود را حرفت بياموزند ( اين حكايت از تاريخ ملوك عجم است ) . / 81 3 / وصيت عامر بن ظرب حكيم عرب مر فرزند خود را در دورى از طمع . / 82 4 / فرمايش رسول اكرم ( ص ) در احتراز از طمع . / 84 5 / بىتوجهى امير خراسان به شعرى كه گويندهء آن طمعى نداشت . / 84 6 / حكايت خليفه منصور و ربيع حاجب كه شخصى را به شرط نداشتن طمع به عنوان مصاحب به حضور خليفه مىآورد و او با ظرافت و زرنگى خاص بالاخره پاداش خوبى مىگيرد . / 85 7 / پسر پادشاه كرمان كه به آرزو حصيربافى آموخت و به بركت آن روزى از مهلكهاى سخت جان بدر برد . / 86