سديد الدين محمد عوفى
فهرست حكايت ها 9
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
حكايت صفحه پنجاه هزار دينار به او بخشيد . / 505 - 507 5 / شخصى به نام خداداد كه از دوستان فضل سهل بود در هنگام وزارت فضل به خدمت وى آمد و از او بهرهها يافت و فضل سهل او را در صحبت لشكرى به جنگ با خوارج فرستاد . خداداد لشكر دشمن را منهدم كرد و آن مرد خارجى را به خدمت مأمون آورد و همان شب فضل به خواب ديد كه به او گفتند فتح خداداد نتيجهء حسن عهدى بود كه تو بهجاى آوردى / 507 - 510 6 / اسحاق مسلم عقيل درخواست منصور را كه مىگفت برادرت را بگو تا از اطاعت عم من خارج شود و او را هرچه بخواهد مىدهم رد كرد و گفت : من هيچ كس را به بد عهدى تشويق نمىكنم . / 510 7 / پيرمردى كه صاحب خانهء خواجه ابو العباس اسفراينى بود از بخارا به غزنين رفت تا او را در لباس وزارت ببيند و سرانجام از اين اقدام انعام وافر يافت . / 510 - 514 8 / پيرى از دوستان هشام عبد الملك در خدمت منصور مدح او مىكرد منصور خشمگين شد پير خليفه را از كافر نعمتى بر حذر داشت و خليفه سخن او را بپسنديد . / 515 - 516 9 / ابو عبد الله وزير مهدى در كودكى كه با بچهها بازى مىكرد به هر يك وعدهء شغلى داده بود و هنگامى كه به وزارت رسيد به عهد خود وفا كرد . / 516 - 518 پايان باب نوزدهم به دعاى وزير . / 518 - 519 باب بيستم در اصلاح ذات البين مقدمه ؛ 520 - 522 1 / حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نزد منصور عباسى حديثى از جدش حضرت امير در باب صلهء رحم روايت فرمود / 522 - 524 2 / گرفتار شدن ابراهيم مهدى و شفاعت بوران زوجهء خليفه و خواندن