سديد الدين محمد عوفى

420

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

از حيات خود نوميد شده غرض تو آنست كه به جهت فرداى قيامت مهرى طلبى « 1 » و آن مال تو و برادر تو از دزدى و قتّالى و مكابره و مصادره به‌دست آورده‌ايد و به هر درمى از آن مال خصمى داريد كه فردا « 2 » چنگ در شما خواهند زد و امروز مىخواهى « 3 » كه فرداى قيامت آن حساب‌ها « 4 » حوالت به من كنى تا اگر از تو سؤال كنند كه آن مال‌ها چه كردى « 5 » تو گويى به اسماعيل دادم ، من بدان احتياج ندارم . و البته « 6 » بدان سبب از آن مال يك درم نستد و آن از كمال ورع بود ، لاجرم ايام دولت سامانيان « 7 » واسطهء عقد اسلاميان گشت « 8 » ، رياض ايشان را « 9 » به نسيم غفران طرى و تازه داراد « 10 » . حكايت ( 7 ) [ حكايتى از حفاظ و خويشتن‌دارى عبد الله طاهر امير خراسان . ] آورده‌اند كه در آن وقت كه عبد اللّه طاهر امير خراسان بود او را غلامى « 11 » خادم بود سعد نام در غايت لطافت و نهايت طراوت « 12 » ، قدى « 13 » چون سرو و رخى چون ماه ، اندامى نعيم و اعضايى مستقيم « 14 » . روزى عبد اللّه طاهر رقعه‌اى نوشت و آن غلام را داد و گفت : اين رقعه « 15 » به نزديك بيّاع شهر برو او را بگوى تا آنچه در آنجا نوشته‌ام بجاى آرد . آن خادم رقعه به نزديك بيّاع برد و « 16 » در آنجا نوشته بود « 17 » كه چون سعد خادم به نزديك تو آيد بايد كه او را « 18 » به هر بها كه « 19 » خرند بفروشى و در

--> ( 1 ) مج : معذرتى مىطلبى ، مپ 2 : مرا در وبالى اندازى + و بدان درمانم ( 2 ) مج + قيامت ( 3 ) مپ 2 - و آن مال تو . . . و امروز مىخواهى ( 4 ) مپ 2 + مال ، مج : كه حساب آن مال‌ها فرداى قيامت ( 5 ) مپ 2 - تا اگر از تو . . . چه كردى تو ، مج - تو ، ( 6 ) مپ 2 - من بدان احتياج ندارم و البته ( 7 ) متن و مپ 2 + را ، بنياد + را كه ( 8 ) متن و بنياد : است ، بنياد + پاينده داشت ( 9 ) مج - را ( 10 ) مج : باد ، مپ 2 و بنياد - رياض ايشان . . . دارد ( 11 ) متن : غلام ( 12 ) مج : ظرافت ، مپ 2 + بود متن + حدى نداشت ( 13 ) بنياد + داشت ( 14 ) مپ 2 - قدى چون . . . اعضايى مستقيم ( 15 ) مپ 2 : اين را ( 16 ) مج + و بياع مردى معروف و بزرگ بود و در خدمت عبد اللّه طاهر قربتى تمام داشت چون رقعه به وى رسيد ( 17 ) مج . نبشته ديد ( 18 ) مج : كه در حال ( 19 ) مج + او را