سديد الدين محمد عوفى

529

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

درم آورده‌ام . گفتم : با من بيا تا از پردهء غيب چه پديد مى « 1 » آيد . پس بىاختيار در كوچه‌هاى بغداد مىرفتم ، قايد « 2 » قضا مرا به محلهء دار السّياده « 3 » رسانيد . عطشى بر من مستولى شد در آن كوچه « 4 » درى گشاده ديدم « 5 » و اطراف آن را رفته و خدمتگاران مهذب « 6 » بر در « 7 » مرتب شده « 8 » . شربتى آب « 9 » خواستم خادمى در رفت و شربتى آب « 10 » مطيب معنبر « 11 » برون آورد . چون آب بخوردم بر در آن سراى مسجدى بود ، در آن مسجد شدم « 12 » تا نماز گزارم ، پيرى ضرير ديدم كه « 13 » در آن « 14 » مسجد « 15 » نشسته بود . چون حس آمدن من بيافت سلام گفت « 16 » او را « 17 » جواب « 18 » دادم و از حال او سؤال كردم . گفت : پدر من از معاريف « 19 » بغداد بود و از جملهء متمولان مدينة السلام و اين قصر عالى ملك او بود ناگاه او را « 20 » عزيمت « 21 » خراسان مصمم شد « 22 » و اين سراى « 23 » را « 24 » بفروخت و از بغداد رحلت كرد . و آن سفر بر ما مبارك نيامد « 25 » و اموال تلف شد و زيان‌هاى بسيار رسيد « 26 » و به محنت « 27 » فقر و فاقه گرفتار شديم . و هم در آن محنت « 28 » دنيا را وداع كرد و رخت به عالم بقا برد . و من چون بستهء بند تقدير بودم و از من كارى

--> ( 1 ) مپ 2 و مج - مى ( 2 ) متن : تأييد ، مپ 2 : تا از ، بنياد : تقدير ( 3 ) مپ 2 : دار السياد ، مپ 2 : باب الانهار ، بنياد : دار القضا ( 4 ) بنياد : محله ، مج : در محلى ( 5 ) متن - و ( 6 ) مپ 2 - مهذب ( 7 ) متن و مپ 2 - در ( 8 ) بنياد : خدمتگاران مهيا ايستاده ( 9 ) متن و مپ 2 - آب ( 10 ) مپ 2 - آب ، بنياد + خوشگوار ( 11 ) بنياد + خنك ( 12 ) مپ 2 : در رفتم ( 13 ) مج - كه ( 14 ) مج - آن ( 15 ) مپ 2 : كه آنجا ( 16 ) مج : كرد ، متن + من ( 17 ) مج - او را ( 18 ) مج + سلامش بازو ( 19 ) مج و بنياد : معارف ( 20 ) مپ 2 - او را ، بنياد - را ( 21 ) مپ 2 : عزم ( 22 ) متن و مپ 2 و بنياد : كرد ( 23 ) مپ 2 : خانه ( 24 ) مج - را مپ 2 : نبود ( 25 ) مپ 2 - و زيان‌هاى بسيار رسيد ، مج : رسيده ( 26 ) مپ 2 - محنت ( 27 ) مج : فنا ( 28 ) مپ 2 - و هم در آن محنت . . . بودم