سديد الدين محمد عوفى

فهرست حكايت ها 13

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حكايت صفحه 9 / سفارش متوكل به يكى از اركان دولت در باب نامه‌هايى كه نزد او مىفرستاد . / 612 - 613 10 / در مجلس مأمون سخن از هفتاد و دو فرقهء مسلمانى مىرفت . مأمون گفت مردم مفاخرت به زر و سيم كنند و ما به افعال نيك . / 613 - 615 11 / مأمون چنان كرد كه در ايام خلافت او هيچ كس در خانهء خود سخنى نيارست گفت و همه دم فروبستند . / 615 - 616 12 / حكايت فرزند مالك بن مسمع كه از شهر خود دور ماند و تنگدست شد و دختر امير بصره فريفتهء او گشت . / 616 - 623 13 / به حكومت رسيدن نبيرهء محمد زيد علوى در طبرستان و روايت او از جدش محمد زيد كه هشام عبد الملك را در حرم كعبه از شر منصور عباسى نگاه داشت و پناه داد . / 623 - 627 14 / حل كردن عايشه مشكل سعيد هشام را در اين باب كه خداى تعالى قرآن را و خلق محمد ( ص ) را عظيم خوانده بود و او مناسبت بين اين دو گفته را درك نمىكرد . / 628 - 629 15 / حضرت امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد كه چرا خداى تعالى در باب رسول ( ص ) فرموده است وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . / 629 - 630 16 / ابو العميثل معلم فرزندان عبد الله طاهر پس از مرگ او با گفتن دو بيت از زبان طاهر بن عبد الله او را در نظر خليفه عزيز كرد . / 630 - 632 17 / روايت اصمعى از كودكى مأمون و ادب كردن وى / 632 - 634 18 / هارون به همسرش زبيده ثابت كرد كه چرا به مأمون بيش از امين اعتقاد دارد . / 634 - 641 19 / رفتار جعفر سليمان هاشمى امير بصره با دزدى كه عقد مرصعى از او دزديده بود . / 641 20 / جوانى كه به پايمردى امير عباس عمرو غنوى از محنت فاقه به راحت نعمت رسيد . / 642 - 646 پايان باب بيست و سوم با ستايش محمد بن ابو سعد جنيدى / 646 - 648