سديد الدين محمد عوفى
522
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
ذات البين و تودد از « 1 » فروع آن باشد بلكه از « 2 » لوازم او « 3 » ، و « 4 » اين يك « 5 » باب بر « 6 » حكايات طايفهاى كه بدين خصال توفيق يافتهاند مشتمل آمد و اميد است كه به نظر رضا ملحوظ شود ان شاء الله تعالى « 7 » . حكايت ( 1 ) [ حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نزد منصور عباسى حديثى از جدش حضرت امير در باب صلهء رحم روايت فرمود ] در تاريخ خلفاى بنى العباس مسطورست كه جعفر بن محمد بن حسين « 8 » گفت « 9 » : چون ابراهيم عباس « 10 » كشته شد و ما را از كوفه به مدينه بردند و هيچ بالغى « 11 » از ما در مدينه نگذاشتند « 12 » ما در كوفه مانده بوديم و زمان به زمان منتظر شهادت بوديم . روزى ربيع حاجب بيرون آمد و « 13 » گفت كه « 14 » كجااند اين « 15 » علويان ، دو مرد خردمند را به پيش تخت امير المؤمنين فرستيد . من و حسن زيد پيش رفتيم امير المؤمنين « 16 » منصور را در غايت غضب و نهايت خشم ديديم كه نشسته بود « 17 » به « 18 » تحيت و « 19 » سلام مفاتحت « 20 » نموديم روى به من آورد و گفت : تو غيب دانى ؟ من گفتم هيچ « 21 » كس غيب نداند مگر « 22 » خداى عز و جل « 23 » . گفت : تويى كه به نزديك تو خراج مىآورند از خراسان ؟ گفتم : امير المؤمنين تويى و خراج به حضرت « 24 » تو آرند . گفت : عزم كردهام كه سراىهاى شما را « 25 » خراب كنم و بساتين شما « 26 » پست « 27 »
--> ( 1 ) متن و مپ 2 : و برادران ( 2 ) متن و مپ 2 : به ( 3 ) مج و بنياد - او ( 4 ) متن و مپ 2 - و ( 5 ) مج - يك ( 6 ) متن و مپ 2 : و ( 7 ) متن و مپ 2 - ان شاء الله تعالى ، بنياد - مشتمل آمد . . . تعالى ( 8 ) مپ 2 : جعفر محمد حسين ، مج : جعفر بن محمد چنين ، بنياد : جعفر بن على بن محمد بن حسين عليه السلام ( 9 ) مج + كه ( 10 ) بنياد - عباس ( 11 ) مج + را ( 12 ) مج : نگذاشت ( 13 ) متن و مپ 2 - بيرون آمد و ( 14 ) مج - كه ( 15 ) بنياد : كجاايد اى ( 16 ) بنياد - امير المؤمنين ( 17 ) مج : ديديم نشسته ، مپ 2 - كه نشسته بود ( 18 ) متن - به ( 19 ) مپ 2 - تحيت و ( 20 ) مج : به تحيت خلافت سلام ( 21 ) مج - هيچ ( 22 ) مج : جز ( 23 ) مپ 2 - عز و جل ( 24 ) مپ 2 - حضرت ( 25 ) مپ 2 - را ( 26 ) بنياد + را ( 27 ) مپ 2 و بساتين شما پست مج : بسته