سديد الدين محمد عوفى
505
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بيرون آورد و امام كس فرستاد و آن دختر را به جهت آن پسر خطبه كرد و به وى دادند و عهد صحبت و عقد مناكحت در ميان ايشان مؤكد شد . و فايدهء اين حكايت آنست كه هركس كه « 1 » مكنتى « 2 » دارد بايد در حوادث و وقايع دوستان را فرونگذارد و حسن عهد بهجاى آورد تا سر دفتر مكارم اخلاق گردد ؛ بيت جهان به دست تو حصنى « 3 » چو باز داد وفا كن * جفا مكن كه هميشه جهان چنين بنماند « 4 » حكايت ( 4 ) [ يزيد مهلب در حبس عمر عبد العزيز بود دوستى سخن دروغ ساخت تا او را در زندان ملاقات كند چون پيش يزيد آمد و آن حيله بگفت وى مردى ندانست كه آن مرد دروغگو باشد پس در زندان پنجاه هزار دينار به او بخشيد . ] سعيد عمرو مىگويد « 5 » در ايام خلافت عمر بن « 6 » عبد العزيز يزيد مهلب از خواص امراى دولت او بود و امير المؤمنين پيوسته تقرب به وى « 7 » مىنمود و « 8 » در تعظيم و تقريب او مبالغت فرمودى . جماعتى از حاسدان حسد كردند و به انواع قصد و غرض « 9 » و سعايت رأى امير المؤمنين را « 10 » بر وى متغير گردانيدند و كار بدانجا رسيد كه امير المؤمنين مر « 11 » يزيد « 12 » را بند كرد و حبس فرمود و مدتى در حبس بماند . و ميان من و او دوستى بود و بناى « 13 » صداقت ما به سالهاى دراز « 14 » استحكام پذيرفته ، طريقى برانديشيدم كه مگر « 15 » او را بتوانم ديد « 16 » و « 17 » طرفى از حقوق صداقت او « 18 » به حسن عهد بگزارم « 19 » . و موكلان « 20 » مرا در « 21 » پيش او نمىگذاشتند . به حضرت « 22 »
--> ( 1 ) مج : با آن ( 2 ) مج + كه ( 3 ) مج : حسسى ( 4 ) مج : بنمايد ( 5 ) مج + كه ( 6 ) مپ 2 و مج + ابن ( 7 ) مج : به وى تقرب ( 8 ) مپ 2 - پيوسته تقرب به وى مىنمود و ( 9 ) مج : غمز ( 10 ) متن و مپ 2 - را ( 11 ) مپ 2 - امير المؤمنين ( 12 ) مپ 2 + مهلب ( 13 ) مپ 2 - بنا ( 14 ) مپ 2 - به سالهاى دراز ( 15 ) مپ 2 - مگر ( 16 ) مج : به بينم ( 17 ) متن + به دو ( 18 ) متن و مج - او ( 19 ) مپ 2 - و طرفى از . . . بگزارم ( 20 ) مج + او ( 21 ) مج - در ( 22 ) مپ 2 و مج : به خدمت ، بنياد - به حضرت