سديد الدين محمد عوفى
فهرست حكايت ها 11
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
حكايت صفحه 7 / كسرى را صاحب سرى بود كه بر وزير حسد مىكرد و او را مسموم كرد و كشت اما پس از چندى خود راز خود را برملا ساخت و به سزاى عمل بد رسيد . / 549 - 551 8 / پسر رائق سپهسالار المتقى باللّه كه با مصلحتانديشى خليفه مىخواست ابو الهيجا را بكشد چون رازدارى نكرد و آنرا بر دبير خود آشكارا نمود به دست ابو الهيجا كشته شد . / 551 - 555 9 / شاپور سرى را به دو نفر بازگفت و وزير او را نكوهش كرد و گفت بايد هريك از ما را در خلوت مىخواستى و جداجدا سخن مىگفتى تا اگر وقتى آن سر آشكار شود گناهكار را بشناسى / 556 10 / محمود غزنوى خواهر اياز را مىخواست و از آن ننگ داشت ابو نصر مشكان از تاريخ عجم حكايتى روايت كرد كه محمود آرام شد و آن داستان عاشق شدن بهرام گور بر دختر گازرى بود . / 557 - 561 پايان باب بيست و يكم به دعاى وزير / 562 باب بيست و دوم در فضيلت امانت و فوايد آن مقدمه ؛ / 563 - 564 1 / حكايت جوان حلالخوار و امانتدار بصرى كه به نعمتى وافر رسيد . / 564 - 567 2 / امانتدارى طرار . / 567 - 568 3 / ترجيح دادن هارون سفلهء امين را بر جوانمرد خائن . / 568 - 569 4 / حكايت تاجر خراسانى كه ياقوتى را در كنار دجله گم كرد و پس از چند سال حبس و بند و مصادره دوستى امين آن را بوى بازپس داد . / 569 - 575 5 / تاجرى كه در سفر كعبه هميان زر خود را گم كرد و سالها بعد دوستى آن را به وى بازداد . / 575 - 580 6 / خالد ربيع هزار درم در مسجدى گم كرد و پس از سالى آنرا در همان