سديد الدين محمد عوفى

67

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

قصدهاى جانى پيوست . و چون تير قصد او بر نشانه‌ها « 1 » نيامد ، احمد بفرمود تا او را بند كردند . پس روزى فرصت يافت و به خدمت او درآمد و زبان به تضرع برگشاد . احمد گفت [ يا ] عمر [ و ] من ترا فراموش‌كنندهء نعمت‌ها و منكر نكوكارىها و شمرندهء عيب‌ها و پوشندهء فضل‌ها مىدانم ، و هرگز به‌سبب « 2 » فساد نيّت و خبث ضمير كار تو نيكو نشود . جاحظ گفت : آهسته « 3 » فرماى . و « 4 » به خداى كه ترا بر من منّت باشد به از آن كه مرا بر تو . و چون تو در حق من با آنكه بدى كرده‌ام احسان فرمايى ذكر جميل تو سايرتر شود ، و عفو در مقام قدرت زيباتر از انتقام . احمد گفت كه زبان تو رونقى عظيم دارد ، زبان را « 5 » بر دل مقدم داشته و نفاق را « 6 » در ضمير جاى « 7 » داده‌اى « 8 » و مس خبث را به زر زبان « 9 » تمويه مىدهى « 10 » . پس بفرمود كه بند از پاى وى برداريد « 11 » و او را به گرمابه بريد « 12 » و حالى او را تشريف خوب دهيد « 13 » و سرايى عالى با تمامت فرش و اوانى « 14 » به‌جهت وى مرّتب و مهيّا گردانيد « 15 » . راوى گويد كه بعد از دوسه‌روز جاحظ « 16 » را از مقرّبان احمد ديدم . و اين حكايت دليل است كه در آن ايام نقد فضل را رواجى بوده است و كرام « 17 » ايام

--> ( 1 ) مپ 2 و مج - ها . ( 2 ) مپ 2 - به‌سبب ، بنياد - سبب . ( 3 ) مپ 2 + تر . ( 4 ) متن و مج - و . ( 5 ) متن و مپ 2 : ثناى تو . ( 6 ) مج - احمد گفت كه زبان . . . و نفاق را . ( 7 ) متن و مپ 2 : جاى ضمير ، بنياد : در جاى ضمير ، جاى تصحيح قياسى است . ( 8 ) متن و مپ 2 : داده ، مج - در ضمير جاى داده . ( 9 ) متن : بر زبان ، بنياد : به زيور زر ، تصحيح قياسى است . ( 10 ) مپ 2 و مج - و مس خبث را به زر زبان تمويه مىدهى . ( 11 ) مپ 2 و مج : بردارند . ( 12 ) مپ 2 و مج : برند . ( 13 ) مپ 2 و مج : دهند . ( 14 ) متن و بنياد : اوان . ( 15 ) مپ 2 - و سرايى عالى . . . گردانيد . ( 16 ) متن : جاحد ، بنياد : جاهد . ( 17 ) متن : كرم ، مج : هركدام .