سديد الدين محمد عوفى

55

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

اگر « 1 » وقتى چنان اتفاق افتد « 2 » كه براى ابقا « 3 » عضوى از اعضا جدا كنند « 4 » سر بر آن عضو بگريد . پادشاه بايد كه به وقت رعايت جانب مصلحت در اقامت سياست ، بر رعيت « 5 » بيچاره هم « 6 » بگريد تا به قيامت مأخوذ نباشد ، كه روزگار گردنده است و زمانه گذرنده . در ميان اين مفاوضت « 7 » پيرى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ؛ اگر ما به جنايت « 8 » مستوجب عقوبتيم « 9 » تو به عفو مستوجب « 10 » رحمت نشدى ؟ و اگر ما به گناه كردن لئيم شديم تو به حلم و كرم كريم نشدى ؟ حجاج بفرمود تا بند از پاى وى برگرفتند « 11 » و ديگران را « 12 » به طفيل او آزاد كردند ، و گفت : اگر اين سخن در اول گفتى جمله را عفو كردمى و به تو بخشيدمى كه سياست بىعفو و مرحمت ، عالم را خراب كند و حلم و عفو بى « 13 » سياست چهرهء ملك را بىآب گرداند . بيت هر شهى را كه هر دو باشد جمع * در شب حادثاث باشد شمع [ پس از غلبهء حجاج بر عبد الرحمان اشعث شعبى عذرخواهان به نزد او آمد و عفو طلبيد ] حكايت ( 15 ) شعبى گويد : چون به تربيت و عنايت عبد الرّحمن اشعث از حضيض خمول به اوج قبول برآمدم و در ميان « 14 » ملوك زمان و خلفاى عهد مشهور و مذكور گشتم ، در برانداختن « 15 » حجاج رأيها زدم و قصدها كردم « 16 » اما به دولت آسمانى كوشش انسانى مفيد نبود « 17 » ، عبد الرحمن اشعث مقهور شد و رايت دولت حجاج منصور گشت و من از خوف سياست او « 18 » مختفى شدم

--> ( 1 ) متن : را ، بنياد - اگر . ( 2 ) متن : افتاد . ( 3 ) متن : بقاى عنصرى ، مج : بقاى سر ، بنياد : بقاى عنصرى يا . ( 4 ) متن : كند ( 5 ) مج : رعايت . ( 6 ) مج - هم . ( 7 ) مپ 2 : مفاوضه . ( 8 ) متن و مپ 2 : خيانت . ( 9 ) مج : عقوبت گشتيم . ( 10 ) مج : مستحق . ( 11 ) مج : بردارند . ( 12 ) متن و مپ 2 - را ، بنياد + نيز ( 13 ) مج : و . ( 14 ) متن و مپ 2 : ميامن . ( 15 ) متن : برآختن . ( 16 ) مپ 2 - و قصدها كردم . ( 17 ) مپ 2 : نيامد ، مج - و در برانداختن حجاج . . . نبود + و چون . ( 18 ) متن - او .