سديد الدين محمد عوفى

39

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

شادوا بذكرك بعد طول خموله « 1 » * و استنقذوك « 2 » من الحضيض الأوهد « 3 » يعنى من از قومىام « 4 » كه شمشير ايشان برادر « 5 » ترا هلاك كرد و بدين مقام ترا مشرف گردانيد « 6 » و ذكر ترا بلند كرد « 7 » و از حضيض خمول « 8 » به اوج رفعت رسانيد « 9 » . مأمون فرمان داد تا دعبل را حاضر كردند پس با او عتاب كرد . دعبل گفت : يا امير المؤمنين از كسانى كه « 10 » جرم ايشان « 11 » زيادت از جرم من بود عفو كردى ، اميدوارم كه مرا عقوبت نفرمايى . مأمون گفت « 12 » : جرم تو درگذاشتم « 13 » و آن قصيده كه گفته‌اى مدارس آيات « 14 » بخوان . دعبل آغاز كرد و گفت : بيت مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات او مىخواند تا بدين بيت‌ها رسيد بنات زياد فى القصور مصونة * و بنت رسول اللّه فى الفلوات فآل رسول اللّه نحف جسومهم * و آل زياد غلّظ القصرات « 15 » مأمون چون بيت‌ها بشنيد بسيار بگريست و دعبل را تشريف فاخر داد و بازگردانيد . [ چه‌گونه يكى از اصحاب مختار مورد عفو مصعب قرار گرفت و مال بسيار به دست آورد ] حكايت ( 6 ) آورده‌اند كه وقتى جماعتى از اصحاب مختار را در پيش

--> ( 1 ) مج : خموده . ( 2 ) متن : و استبقد . ( 3 ) متن : الازهر ، مج : الابعد . ( 4 ) مج : آن مردمم . ( 5 ) متن و مپ 2 : برادران . ( 6 ) مج : كردند . ( 7 ) مج : كرده . ( 8 ) مج : از خمول حضيض . ( 9 ) مج : رسانيدند . ( 10 ) مج - كسانى كه . ( 11 ) مج + كه . ( 12 ) مج + از . ( 13 ) مج : درگذشتم . ( 14 ) متن : اين گفته قصيده آيات ، مپ 2 : و آن قصيده كه گفته‌اى ( 15 ) اين اشعار از نسخه‌ها قابل خواندن نبود از روى ديوان دعبل نقل شد با اين فرق كه در ديوان بيت سوم قبل از دوم است و به‌جاى « بنت » كه در بيت دوم آمده « آل » ضبط است