سديد الدين محمد عوفى
29
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بد بود « 1 » . ابن موسى از حضرت خلافت سؤال كرد . امير المؤمنين فرمود كه : در مرگ شماتت نيست چه اين جامى است كه همهكس « 2 » را مىبايد چشيد ، و من در آنچه كردم شكر كردم كه مرا به مراد من رسانيد و او را در من به مراد خود نرسانيد و اللّه اعلم « 3 » . [ عمر عبد العزيز كنيزك خود را كه خفته بود بيدار نكرد تا از مطبخ روغن چراغ بياورد و خود آن كار را انجام داد ] حكايت ( 13 ) آوردهاند كه امير المؤمنين « 4 » عمر بن عبد العزيز رحمة اللّه عليه « 5 » شبى چيزى مىنوشت و « 6 » در آن وقت « 7 » متقلد خلافت بود . چون از شب پاسى بگذشت روغن چراغ روى به نقصان نهاد « 8 » . مهمانى حاضر بود ، گفت : يا امير المؤمنين « 9 » ؛ اجازت باشد تا بروم و قدرى روغن چراغ آرم ؟ امير المؤمنين « 10 » فرمود كه : مهمان را خدمت فرمودن مروت نباشد . گفت « 11 » : كنيزك را كه خدمتگار است آواز دهم تا بدين مهم قيام نمايد . گفت : از بهر اين قدر مهم راحت را « 12 » بر زيردستان مكدر « 13 » نبايد كرد . پس خود برخاست و در مطبخخانه رفت « 14 » و روغن چراغ طلب كرد « 15 » و در چراغدان ريخت و بازآمد « 16 » و گفت : قمت و انا عمر بن عبد العزيز و رجعت و انا عمر بن عبد العزيز » . گفت « 17 » در وقت برخاستن عمر بن عبد العزيز بودم و در بازگشتن هم « 18 » عمر بن عبد العزيزم « 19 » يعنى « 20 » اين تواضع هيچ از منزلت خلافت من كم نكند « 21 » چنان كه گفتهاند : شعر
--> ( 1 ) مپ 2 - و با وى بد بود . ( 2 ) مپ 2 - كس . ( 3 ) نسخه بنياد اين حكايت را ننوشته است . ( 4 ) مپ 2 و بنياد - امير المومنين . ( 5 ) متن : رضى اللّه عنه ، بنياد - رحمة اللّه عليه . ( 6 ) مپ 2 - و ( 7 ) مپ 2 + كه . ( 8 ) مپ 2 : چراغ نماند . ( 9 ) بنياد - يا امير المؤمنين . ( 10 ) بنياد : امير ، مپ 2 - امير المؤمنين . ( 11 ) متن - گفت . ( 12 ) مپ 2 : اينقدر خواب . ( 13 ) مپ 2 : منغص . ( 14 ) مپ 2 و بنياد - و در مطبخخانه رفت . ( 15 ) - مپ 2 - طلب كرد . ( 16 ) مپ 2 و بنياد - و بازآمد . ( 17 ) مپ 2 يعنى . ( 18 ) مپ 2 : همان ، بنياد : در نشستن هم . ( 19 ) مپ 2 : بودم ( 20 ) متن و مپ 2 + از . ( 21 ) مپ 2 : نيامد .