سديد الدين محمد عوفى
22
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
او را « 1 » تبجيل « 2 » نمود و به جايگاهى نيكو بنشاند و چون سخن خود بگفت و باز گشت امير اسماعيل « 3 » هفت گام ديگر « 4 » بر عقب او برفت « 5 » . امير اسحاق برادر را ملامت كرد و گفت : ترا خد هركس نگاه بايد داشت . امير اسماعيل گفت : شرف « 6 » علم بسيار است و عذرى تمهيد كرد . چون آنشب « 7 » بخفت امير اسماعيل مصطفى را عليه السلام به خواب ديد كه او را مىگويد كه : چون « 8 » يكى از علماى امت من عزيز داشتى و هفت گام پيش « 9 » او آمدى ما از حضرت آفريدگار « 10 » در خواستيم تا ملك ترا باقى دارد و هفت فرزند تو « 11 » بر عقب تو به پادشاهى برساند « 12 » . [ هارون عباسى گفت هيبتى كه به تواضع زايل شود سزاوار زوال است ] حكايت ( 3 ) آوردهاند كه امام ربانى محمد بن الحسن شيبانى رحمة اللّه عليه به نزديك امير المؤمنين « 13 » هارون الرشيد درآمد . امير المؤمنين « 14 » اندازهء علم و زهد وى مى « 15 » دانست ، در باب او تواضع به « 16 » افراط نمود و پيش او « 17 » برخاست و او را « 18 » به جايگاه خود بنشاند و در پيش وى به زانوى « 19 » خدمت بنشست و سخن او را استماع فرمود . و چون بازگشت ، هم بر آن منوال كمال تواضع به جاى آورد . يكى از حاضران گفت « من تواضع مثل « 20 » هذه التواضع لا يهاب » هركس مثل اين تواضع كند كه « 21 » امير المؤمنين كرد از وى نترسند و هيبت وى « 22 » بدينسبب زايل شود . امير المؤمنين فرمود « انّ الهييّة التى تزول
--> ( 1 ) متن - آمد او را . ( 2 ) متن : توحيل ، بنياد : ترحيب . ( 3 ) متن + گفت . ( 4 ) بنياد - ديگر . ( 5 ) مپ 2 و بنياد + چون آن عالم برفت ( 6 ) مپ 2 + و فضيلت . ( 7 ) بنياد : شب درآمد و بخفت . ( 8 ) متن - چون ، بنياد : امروز . ( 9 ) بنياد + باز . ( 10 ) مپ 2 - آفريدگار . ( 11 ) بنياد - تو . ( 12 ) مپ 2 + و السلام ، بنياد : برسد . ( 13 ) مپ 2 - امير المؤمنين . ( 14 ) مپ 2 + حدو . ( 15 ) مپ - مى . ( 16 ) متن - به . ( 17 ) مپ 2 پيش او . ( 18 ) مپ 2 - او را . ( 19 ) متن - زانوى . ( 20 ) متن : من ( 21 ) متن - كند كه . ( 22 ) مپ 2 - وى