سديد الدين محمد عوفى

408

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

لشكرى فرستد و من با لشكر آراسته « 1 » بر عقب خواهم آمد « 2 » . امير عزيز مىگويد من هم در « 3 » روز كار خود را « 4 » ساخته كردم « 5 » و به هرات « 6 » رفتم و به نزديك يعقوب ليث كس فرستادم كه من با هرات كارى ندارم ، اگر خواهى كسى را بفرست تا شهر تسليم كنم « 7 » . يعقوب ليث مرا تربيت كرد و « 8 » مثال فرمود كه شهر از براى من نگاه‌دار « 9 » و اگر تو « 10 » خواهى به خدمت پيوند « 11 » . و حاصل ، شهر هرات مر يعقوب را مسلم شد و از آنجا به نشابور آمد و شهر بگرفت و امير احمد بن محمد را در قفسى آهنين كرد و جملگى اموال او را در ضبط كرد و آن همه او را از « 12 » سبب آن « 13 » افتاد كه خصم را خوار داشت و روزگار به تماشا و لهو گذرانيد « 14 » و از پرداخت مصالح ملك فارغ و غافل بماند ، لاجرم ملك در سر كار كرد . و شك نيست كه هركه طريق حزم سپرد بر اعداى دولت هميشه مظفر و منصور باشد و هركه به غفلت روزگار گذارد « 15 » از دست قهر دشمنان رنجور باشد . و مصداق اين معنى و برهان اين دعوى ظاهر است كه چون صاحب اجل « 16 » كريم كبير عالم عادل مؤيّد مظفر منصور « 17 » ، نظام الملك ، قوام الدولة و الدين ، ملك ملوك الوزرا صدر صدور العام ، اكرم و افضل بنى آدم ، ابو المفاخر محمد بن ابى سعد الجنيدى اقرّ اللّه عين الدين و الملك بلقايه در انتظام اعمال دولت و اهتمام مصالح مملكت و قهر و قمع اعدا و لطف و عنايت اوليا طريق حزم را رعايت مىفرمايد و يك لحظه از محافظت دقايق كفايت غافل نمىباشد

--> ( 1 ) مپ 2 - آراسته ( 2 ) مپ 2 : مىآيم ، مج : آمدن ( 3 ) مج : مهم ( 4 ) مپ 2 - كار خود را ( 5 ) مپ 2 : ساخته شدم ، مج : بساختم ( 6 ) مپ 2 - هرات ( 7 ) مپ 2 : مسلم كنم ، مج : از بهر تو نگاه دارد ( 8 ) مپ 2 - مرا تربيت كرد و ( 9 ) متن و بنياد + كه به بغداد كس فرستادم ، مج - يعقوب ليث مرا تربيت . . . . نگاه‌دار ( 10 ) مپ 2 و مج - تو ( 11 ) مج : من به خدمت پيوندم ( 12 ) مپ 2 : بدان ، مج - از ( 13 ) مپ 2 - آن ، مج : غفلت ( 14 ) مپ 2 - و روزگار . . . گذرانيد ( 15 ) مپ 2 : غفلت ورزد ( 16 ) مپ 2 - اجل ( 17 ) مج - مؤيد مظفر منصور