سديد الدين محمد عوفى

397

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بيت « 1 » چو ديدى خصم را افتاده در آب * مگيرش دست و برنه پاى بر فرق همانا غرق فرعون آن زمان بود * كه موسى رسته « 2 » گشت از آفت غرق [ چگونه وزير مشفق كىخسرو همسر او را از كشته شدن حفظ كرد و سالها بعد روزى كه شاه از عمل خود نادم بود زن را به اتفاق تنها پسر او بحضور وى فرستاد و دقايق حزم و پيش‌انديشى وزير در اين واقعه ] حكايت ( 14 ) آورده‌اند كه كيخسرو را زنى بود كه « 3 » در حسن و لطافت نادرهء جهان بود و در لطف و ظرافت اعجوبهء زمان « 4 » . كيخسرو مر اين زن را به غايت دوست داشتى . و آن زن « 5 » از خاندان ملوك بود و پدر و برادر « 6 » او « 7 » بر دست كيخسرو هلاك « 8 » شده بودند . و هرچند « 9 » وفود محبت او در دل كيخسرو متمكن بود ليكن پيوسته انديشناك « 10 » بودى كه مبادا كه آن زن را « 11 » روزى از برادر و پدر ياد آيد « 12 » و به كينهء ايشان قصد جان او كند . روزى كيخسرو « 13 » به مغازلت و معاشقت مشغول بود و زن « 14 » در مقام ناز او را از خويش بازمىداشت و در اثناى آن بازى دست بر شاه زد چنان كه شاه متألم « 15 » شد . و خيال آن شبهت كيخسرو را باعث آمد بر آن‌كه او « 16 » را ادبى بليغ فرمايد . وزيرى داشت كامل عقل « 17 » صايب رأى صاحب حزم نافذ عزم « 18 » ، آن وزير را بخواند و آن زن را به وى داد « 19 » و بفرمود كه او را سياست كن و روى زمين را از خبث وجود او پاك كن « 20 » . وزير زن را به وثاق خود برد و خواست كه فرمان شاه را به نفاذ رساند . زن گفت : بدان كه از شاه حمل دارم و اگر من گناهكارم « 21 » آن فرزند بىگناه است . وزير انديشيد كه صواب

--> ( 1 ) مج : نظم ( 2 ) متن : غرقه ( 3 ) متن - كه ( 4 ) مپ 2 - و در لطف و . . . . زمان ، مج + و اين ( 5 ) متن + را ( 6 ) مپ 2 : برادران ( 7 ) متن و مپ 2 : آن زن ( 8 ) مج : كشته ( 9 ) متن : و هرچند آن زن را از خاندان ملوك بود و محبت آن زن ، مپ 2 : و هرچند اين چنين بود محبت اين زن ( 10 ) مج : انديشه‌مند ( 11 ) متن و مپ 2 - را ( 12 ) مپ 2 : كند ( 13 ) متن و مج + با آن زن ( 14 ) متن + را ( 15 ) متن : متأمل ( 16 ) متن و مپ 2 : آن زن ( 17 ) متن : عاقل ، مپ 2 : عاقل كامل ( 18 ) مپ 2 - نافذ عزم ( 19 ) مج : سپرد ( 20 ) مج : گردان ( 21 ) مپ 2 : گناه دارم ، مج : گناه كردم