سديد الدين محمد عوفى
396
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
اين مار خود « 1 » چه نيكى كردهاى ؟ مرد « 2 » گفت : مار « 3 » در آتش سوزان « 4 » بود و من او را از آنجا برون آوردم . روباه گفت : تو مردى بزرگى و چرا خلاف مىگويى ؟ مار « 5 » گفت : راست مىگويد « 6 » . روباه گفت : او ترا « 7 » از آتش چگونه بيرون آورد « 8 » ! و مرا « 9 » هرگز اين سخن باور نباشد « 10 » . مرد گفت : توبره بر سر اين چوب بستم و چوب در آتش « 11 » دراز كردم تا مار در توبره رفت ، آنگاه بكشيدم و او را برآوردم . روباه گفت : آخر توبرهاى بدين خردى و مارى بدين عظيمى در وى چهگونه گنجد ! اگر راست مىگويى بار ديگر « 12 » سر توبره بگشاى تا مار در وى رود ، آنگاه « 13 » صدق مقالت تو معلوم شود و « 14 » ميان شما حكم كنم . مرد سر توبره بگشاد و مار بهگفت « 15 » روباه مغرور شد و گفت : همانا كه اين روباه آنچه مىگويد راست مىگويد و « 16 » از سر شفقت من مىگويد . در توبره رفت « 17 » . روباه مرد را گفت : چون دشمن خود « 18 » در بند يافتى زمان مده كه اگر او از بند خلاص يابد تو درمانى . مرد « 19 » چون چنان ديد سر توبره محكم بگرفت و آن را بر زمين زد و بكشت « 20 » . و فايدهء اين حكايت آنست كه هر عاقلى كه طريق حزم سپرد بايد كه بر دشمن اعتماد نكند و خصم خود را خوار ندارد و چون بدخواه را در دست بلا ببيند پاى بر سر او نهد تا زندگانى به خرمى و شادى بعد از خصم « 21 » به سر رود « 22 » چنان كه گفتهاند :
--> ( 1 ) مج - خود ( 2 ) مج - مرد ( 3 ) مج - مار ( 4 ) مج + مانده ( 5 ) متن و مپ 2 : مرد ( 6 ) متن و مپ 2 : مىگويم ( 7 ) مپ 2 : تو او را ( 8 ) مپ 2 : آوردى ( 9 ) متن و مپ 2 : من ( 10 ) مپ 2 : نكنم ، مج : نيايد ( 11 ) متن و مج - در آتش ( 12 ) مپ 2 - بار ديگر ( 13 ) مج + اگر ( 14 ) مج - و ( 15 ) مج : گفته ، مپ 2 : غرور ( 16 ) مپ 2 و مج - راست مىگويد و ( 17 ) مج + همين كه مار در توبره رفت ( 18 ) مج - خود ( 19 ) مج + شترسوار ( 20 ) مج + و از شر او خلاص يافت ( 21 ) مج - و شادى بعد از خصم ( 22 ) مج : گذراند