سديد الدين محمد عوفى

390

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

فروخت كه عيب بود ، و چون بسيار بود « 1 » داشتن ايشان بر مردم و بال بود . همانا « 2 » بهتر آن بود « 3 » كه درين باب « 4 » افراط نرود و السلام . چون نامه به آلتونتاش رسيد بخواند و خجل شد و دست از غلام خريدن بداشت . و سلطان جهد كرد تا او را به درگاه آورد ، و آن همه از پيش‌بينى « 5 » او بود چه انديشيد كه اگر بزرگ شود نبايد كه آفتى زايد كه چشم بد دولت باشد پس بدين نوع او را پيش رفت لاجرم اقبال غاشيه‌كش « 6 » موكب « 7 » او بود و « 8 » ظفر هم‌عنان مركب « 9 » او . [ منصور در توطئهء قتل ابو مسلم به نزديك‌ترين محرم خود اعتماد نكرد و به دو چنان نمود كه ابو مسلم مشفق‌ترين يار اوست ] حكايت ( 11 ) آورده‌اند كه روزى امير المؤمنين منصور با يزيد مسلم خلوتى كرد و از رأى او « 10 » در باب ابو مسلم مشورتى طلبيد . يزيد گفت : زندگانى امير دراز باد ، رأى درست آنست كه او را از ميان برداشته آيد و دل از كار او فارغ كرده شود « 11 » ، تا او باقى است اين ملك صافى نگردد و ديرست تا گفته‌اند : بيت « 12 » از هركه دلت كرانه گيرد * ويرا سبك از ميانه بردار « 13 » منصور به انكارى « 14 » تمام بر وى نگريست « 14 » و گفت : زبانت بريده باد ، مىخواهى كه ناصح‌ترين بندگان خود براندازم ؟ و اگر نه آنستى كه حقوق خدمت‌هاى قديم تو « 15 » بسيارست ، آنچه در باب وى مىخواهى « 16 » در حق تو فرمودمى ، و به وجهى بتر « 17 » او را از خدمت « 18 » براند . و چون بعد از آن به « 19 » مدتى دراز « 20 » ابو مسلم را بكشت يزيد را در پيش « 21 » خواند و گفت :

--> ( 1 ) متن : شود ( 2 ) مج : همان ( 3 ) مج - آن بود ( 4 ) مج : ابواب ( 5 ) مج + و حزم ( 6 ) و متن و مپ 2 - كش ( 7 ) متن و مپ 2 : مركب ( 8 ) متن و مپ 2 : در ( 9 ) متن و مپ 2 : موكب ( 10 ) مج - از راى او ( 11 ) مپ 2 + و ، مج + كه ( 12 ) مج : نظم ( 13 ) مج : برگرد ( 14 ) مپ 2 - به انكارى ( 14 ) مپ 2 : بگريست ( 15 ) مج - تو ( 16 ) مج + كه به امضا رسد ( 17 ) مپ 2 - وجهى بتر ( 18 ) مج + خود ( 19 ) مپ 2 - آن به ( 20 ) مپ 2 - دراز ( 21 ) مج - در پيش