سديد الدين محمد عوفى

384

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

به راه گرديز « 1 » روانه شد « 2 » و برادر على كوبك را بگرفتند و روى به شهر نهادند : و چون صبح صادق ساعد سيمين خود را از آستين جبهء سياه بيرون كرد و جهان به سيماى خورشيد فلك‌پيماى آرايش « 3 » گرفت « 4 » امير سبكتكين تنى چند را از سران « 5 » و سرى چند بىتن به حضرت امير بلكاتكين آورد و حال حكايت كرد . امير او را محمدت فرمود و تربيت بسيار واجب ديد و بدانچه حزم را رعايت كرد و از شر خصم غافل نبود « 6 » امير نيابت خود به دو داد و مرتبت او از جملهء اقران بلندتر گردانيد و ياران او را پانصد هزار دينار « 7 » فرمود و آن همه نتيجهء حزم بود تا عاقلان را معلوم گردد كه حزم در كارها نگاه داشتن پسنديده است . بيت « 8 » هركه او درع حزم درپوشد * گشت ايمن ز تير قصد و عناد هركه غافل نباشد از دشمن * دوست از وى رسد به كام و مراد [ وزيرى از عجم كه پادشاه را به ياد دشمنى قديم ايران و توران انداخت و غلامى ترك را كه محرم او بود از خدمت دور كرد ] حكايت ( 8 ) گويند يكى را از ملوك عجم وزيرى بود به « 9 » دها و كفايت و غنا « 10 » و كياست از اكابر ايام و حكماى روزگار بر سر آمده و در خدمت پادشاه قربتى تمام يافته « 11 » . گويند از « 12 » در قصر پادشاه درآمد . غلامى ترك را ديد بر سر او ايستاده . وزير هم از آن جايگه كه ايستاده « 13 » بود بازگشت . پادشاه به طلب او كس فرستاد . حاضر آمد . گفت : چرا بازگشتى ؟

--> ( 1 ) مپ 2 - بگشت و به راه گرديز ( 2 ) مج + و برادر على كوبك او را در راه پيش آمد ناگاه برايشان راند و شمشير سر گراى او آب سداب رنگ خود را از خون آن جماعت رنگ كردن گرفت و در يكساعت تمامت آن لشكر را بر زمين زدند ( 3 ) متن و بنياد : به سيماى خويش آرام ، مپ 2 - ساعد سيمين خود را . . . . . پيماى آرايش ( 4 ) مپ 2 : بدميد ( 5 ) متن و مپ 2 و بنياد : اسيران ( 6 ) متن : بياسود ( 7 ) مپ 2 : درم ، مج + انعام ( 8 ) مج : نظم ( 9 ) مج : با ( 10 ) مپ 2 - و غنا ( 11 ) مج : يافت ( 12 ) مج : روزى ( 13 ) مج : از همان‌جا كه رسيده