سديد الدين محمد عوفى
15
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
تعجب كرد و بيچاره نمىدانست كه در جهان آب خوش باشد و هرگز نخورده بود ، بيت : مرغى كه خبر ندارد از آب زلال * منقار در آب شور دارد همه سال با خود گفت و اللّه ما فى هذا الّا ماء « 1 » فى الجنّة به خداى كه اين آب « 2 » بهشت است كه آفريدگار عالم بهجهت آنكه مرا از رنج و بليت خلاص دهد از بهشت اين آب فرو فرستاده است « 3 » . صواب آن باشد كه قدرى ازين آب بردارم و به « 4 » نزديك خليفه برم . پس « 5 » قدرى « 6 » برگرفت و روى به راه آورد . و چون به نزديك كوفه رسيد ركاب دولت « 7 » امير المؤمنين به سبيل شكار بر لب فرات آمده بود و در آن نواحى « 8 » طوف مىكرد . ناگاه « 9 » اعرابى برسيد . امير المؤمنين فرمود تا او را به خدمت آوردند « 10 » . پرسيد كه اى اعرابى چه تحفه آوردهاى ؟ گفت ماء الجنة « 11 » . يا امير المؤمنين حضرت ترا آب بهشت تحفه آوردهام ، آبى زلال صافى خوشگوار « 12 » . مأمون به كمال فراست صورت واقعهء « 13 » او را « 14 » بشناخت « 15 » . فرمود كه بيار . مشك در پيش امير المؤمنين برد . فرمود تا مشك او را در مطهره تهى « 16 » كردند و از راه لطف قدرى از آن « 17 » بچشيد و بوى ناك بود « 18 » . گفت : راست گفتى اى اعرابى حاجت چيست ؟ گفت :
--> ( 1 ) متن و بنياد - ماء . ( 2 ) متن - آب ، مپ 2 : يعنى اين آب . ( 3 ) مپ 2 - كه آفريدگار عالم . . . . فرستاده است . ( 4 ) مپ 2 + تحفه . ( 5 ) بنياد - و به نزديك خليفه برم پس . ( 6 ) مپ 2 + از آن در مشك كرد و . ( 7 ) مپ 2 - ركاب دولت ، بنياد : ركيب دولت . ( 8 ) مپ 2 - در آن نواحى . ( 9 ) مپ 2 - ناگاه . ( 10 ) مپ 2 - امير المؤمنين فرمود تا او را بهخدمت آوردند . ( 11 ) بنياد : الحيوة . ( 12 ) مپ 2 - آبى زلال ، صافى خوشگوار . ( 13 ) متن - واقعه ، مپ 2 : حال ( 14 ) متن و مپ 2 - را . ( 15 ) مپ 2 : بدانست . ( 16 ) مپ 2 : فرمود كه بيار مشك چون نزديك او برد قدرى در قدحى كردند . ( 17 ) متن و بنياد - از آن . ( 18 ) متن و بنياد - و بوى ناك بود .