سديد الدين محمد عوفى
380
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
[ پس فرستادن معاويه هديهء زياد را كه از مصر توسط برادر مالك اشتر فرستاده بود و پيغام پنهانى به برادر كه چرا غفلت كردى و حزم و احتياط بهجا نياوردى ] حكايت ( 3 ) آوردهاند كه هيچكس از ملوك « 1 » عرب و عجم حازم تر از معاويه نبوده است . آوردهاند كه برادر او زياد مر « 2 » عبد اللّه برادر اشتر نخعى « 3 » را « 4 » با تحف و هدايا به نزديك معاويه فرستاد و آن مالى بىحد بود « 5 » ، و در ميان آن هديهها سفطى بود به مهر . و « 6 » زياد مر « 7 » عبد اللّه را فرموده بود كه آن را بهدست خود به معاويه رسان . چون عبد اللّه آن هديهها به معاويه تسليم كرد بازنمود كه تحفهء ديگر هست « 8 » كه « 9 » به مهر وى است و مرا « 10 » فرموده است كه بهدست خود به امير رسانم . معاويه آن را بخواست و چون آن سفط پيش آوردند و بگشادند « 11 » در آنجا هم « 12 » جواهر قيمتى بود « 13 » چنانكه چشم او « 14 » مثل آن نديده بود . و معاويه را « 15 » عظيم خوش آمد و بر سر جمع گفت : كسى كه از سر چنين نعمتى برتواند خاست و آن را « 16 » به ديگرى تواند بخشيد « 17 » از وى « 18 » عالىهمتتر كس نباشد و خداوند سبحانه و تعالى مر چنين كس را بهشت كرامت كند . آنگاه مر عبد اللّه را گفت كه اين را به نزديك زياد بازبر و بگوى كه در آن ولايت كه ترا امارت « 19 » دادهايم مستحقان آن جايگه « 20 » هستند « 21 » آن را بر ايشان قسمت كن . و مهر كرد و بازفرستاد . و در سرّ به نزديك او نامه نوشت و قاصد فرستاد و گفت : عجب داشتم از حزم تو كه چندان جواهر نفيس را بهدست برادر اشتر « 22 » به نزديك من فرستادى كه همه عراق و شام را بر من بيرون
--> ( 1 ) مپ 2 - ملوك ( 2 ) مج : بر دست ( 3 ) متن و مپ 2 - برادر اشتر نخعى ، بنياد : اشترى ( 4 ) متن و مپ 2 - را ، مج : مر ويرا ( 5 ) مپ 2 - و آن مالى بىحد بود ( 6 ) مج - و ( 7 ) مج : و ( 8 ) مج : ديگرست ( 9 ) متن و مپ 2 : و ( 10 ) مپ 2 - مرا ( 11 ) مج : بگشاد + نيمه در پشت اين و آفت ( 12 ) مج : همه ( 13 ) مج : ديد ( 14 ) مپ 2 - چشم او ( 15 ) متن و مپ 2 - را ( 16 ) مپ 2 - آن را ( 17 ) مج : داد ( 18 ) مج + عاقلتر و ( 19 ) مج : امامت ( 20 ) مج - آن جايگه ( 21 ) مج + تو ( 22 ) متن و مپ 2 - اشتر