سديد الدين محمد عوفى

379

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

عبد الملك از كمال دورانديشى و به غور « 1 » كارها در رفتن « 2 » رسن ابريشمين با خود برده بود ، اگر آن « 3 » با وى نبودى او را برون آمدن از قلعه ميسر نشدى و كسان ابو جعفر او را هلاك كردندى « 4 » . پس هلاك اين و خلاص آن به‌واسطهء حزم اتفاق افتاد تا عقلاى عالم را معلوم گردد كه حزم قوىترين درعى « 5 » است مر تير « 6 » نوايب روزگار را و محكم‌ترين حصنى است مر لشكر حوادث « 7 » را . [ سخن خالد بن وليد در ستايش حزم و دورانديشى ] حكايت ( 2 ) خالد بن الوليد را گفتند : نمىدانيم كه تو پردلى يا بددلى « 8 » . و چون در احوال تو نظر مىكنيم احوال ترا بر يك نمط و يك نسق نمىبينيم . گاه ترا مىبينيم كه از جان خود هيچ باك نمىدارى و بر دشمن چنان كه ممكن مىگردد اقدام مىنمايى و باز يك چند ترا مىبينيم كه بىسببى خويشتن را « 9 » بازپس مىدارى تا خلق را چنان نمايد كه بهزيمت خواهى شد « 10 » و بخواهى گريخت « 11 » . جواب داد كه هرگاه دانم كه « 12 » از دليرى و جرأت فايده بحاصل آيد در « 13 » پيش روم و از بذل جان « 14 » نينديشم و چون دانم كه فايده‌اى نخواهد بود شرط « 15 » حزم « 16 » نگاه دارم . كه حازم به وقت نوميدى احتراز كند از جرأت و اقدام « 17 » و آن حزم قوىتر از جرأت داند . لاجرم بدين‌سبب در هر مصاف كه رايت او منصوب شد « 18 » منصور گشت و دشمن را مقهور گردانيد .

--> ( 1 ) متن - و به غور ( 2 ) مج : فرورفتن مپ 2 - و به غور كارها درفتن ، مپ 2 + آن ( 3 ) مج : رسن ( 4 ) مپ 2 - و كسان ابو . . . كردندى ( 5 ) متن و مپ 2 : دواعى ( 6 ) متن و مپ 2 - تير ( 7 ) مج : حادث ( 8 ) مج - يابد دلى ( 9 ) متن - را ( 10 ) متن : منهزم شد ، مپ 2 : منهزم مىشود ( 11 ) مپ 2 - و بخواهى گريخت ( 12 ) متن - هرگاه دانم كه ( 13 ) مج - در ( 13 ) متن - جان ( 14 ) مج - شرط ( 15 ) مج + را ( 16 ) متن و مپ 2 : و حازم آن بود كه حزم به وقت خويش كند ( 17 ) متن و مپ 2 : منسوب ( 18 ) بنياد : بود